مرد سفر باش !

پرداختن به موضوعات گوناگون

پند عالم به کودک !

  • احسان24
  • سه شنبه ۲۹ فروردين ۹۶
  • ۰۹:۱۱


#عالمی مشغول نوشتن با مداد بود ...

کودکی پرسید: چه می نویسی؟

عالم لبخندی زد و گفت :

مهم تر از نوشته هایم، مدادی است که با آن می نویسم، می خواهم وقتی بزرگ شدی مثل این مداد بشوی ...!!!

پسرک تعجب کرد ...!!! چون چیز خاصی در مداد ندید.

  • ادامه مطلب
  • تست هوش جالب!(3)

    • احسان24
    • پنجشنبه ۲۴ فروردين ۹۶
    • ۱۷:۱۴


    سه عدد توپ رو جوری داخل دایره ها بگذارید که جمع اعداد باید ٣٠ بشود


    فقط ٢٪‏ مردم قادر به حل کردن این معما 

    هستند

    پس ببینم چه میکنین

    شاه عباس و شیخ بهائی !

    • احسان24
    • سه شنبه ۲۲ فروردين ۹۶
    • ۰۹:۰۷


    در برخورد با افراد اجتماع "اصالت ذاتی آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان" ؟

     

    در تاریخ آمده است، به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه شیخ بهائی رسید. پس از سلام و احوال پرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع اصالت ذاتی آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان؟

    شیخ گفت: هرچه نظر شما باشد همانست ولی به نظر من "اصالت" ارجح است.

    و شاه بر خلاف او گفت: شک نکنید که "تربیت" مهم تر است!

  • ادامه مطلب
  • داستانی از بزرگترین موسیقی دان دنیا !

    • مسیر سبز
    • چهارشنبه ۱۶ فروردين ۹۶
    • ۱۸:۴۶


    یکی از صبح‌های سرد ماه ژانویه در سال ۲۰۰۷، مردی در متروی واشنگتن، ویولن می‌نواخت. او به مدت ۴۵ دقیقه، ۶ قطعه از باخ را نواخت. در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند، بیشتر آنها سر کارشان می‌رفتند.


    بعد از سه دقیقه یک مرد میانسال، متوجه نواخته شدن موسیقی شد. او سرعت حرکتش را کم کرد و چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود.

  • ادامه مطلب
  • حکایت بهلول و شیخ جنید بغداد!

    • احسان24
    • پنجشنبه ۳ فروردين ۹۶
    • ۱۶:۱۰


    آورده‌اند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و

     در مقام حیرت مانده سلام کرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه کسی (هستی)؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی. فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟ عرض کرد آری...بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟ عرض کرد اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم..

  • ادامه مطلب
  • نجار زندگی خود باشیم!

    • احسان24
    • شنبه ۲۸ اسفند ۹۵
    • ۱۰:۰۳


    نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد.

    یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.

    پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.

    صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.

    سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.

  • ادامه مطلب
  • فرهنگ سنگ و سگ !

    • مسیر سبز
    • سه شنبه ۲۴ اسفند ۹۵
    • ۱۷:۴۶


    کتاب فرهنگ سنگ و سگ از محمدرضا شعبانعلی


    مقطع کوتاهی سیگار میکشیده ام و خوشبختانه مدتهاست کشیدن سیگار را ترک کرده ام.

    در میان نامه ها و کامنتها در سایت و صفحه ی فیس بوکم، تعدادی پیام دریافت کردم با این مضامین که: ما تا به حال فکر میکردیم تو فهمیده و باسوادی! خجالت نمیکشی از اینکه سیگار میکشی؟ اصلاً به چه حقی کسی که ماهیانه صدها هزار نفر نوشته هایش را میخوانند و الگوی جوانان است باید عکس سیگار کشیدن روی سایت بگذارد؟ و …

    آن نوشته و این کامنت ها، برخی از دردهای جامعه را که سالهاست به آن عادت کرده ایم پیش چشمم آورد.

  • ادامه مطلب
  • بهترین تصمیم !

    • مسیر سبز
    • سه شنبه ۲۴ اسفند ۹۵
    • ۰۹:۰۲


    یک شرکت بزرگ قصد استخدام تنها یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی را برگزار کرد که تنها یک پرسش داشت.

    پرسش این بود: شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبور کردن هستید.

    سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلا جان شما را نجات داده و یک نفر که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید.

    شما می توانید تنها یکی از این سه نفر را برای سوار نمودن انتخاب کنید. کدامیک را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را بطور کامل شرح دهید.

  • ادامه مطلب
  • راز آرامش..!

    • احسان24
    • پنجشنبه ۱۹ اسفند ۹۵
    • ۲۱:۱۵


    دکتر هلاکویی


    عزیزم :از " ترین" پرهیز کن ، چرا که خوشبختی جایی هست که خودت را با کسی مقایسه نکنی.

    حتی نخواه خوشبخت ترین باشی .

    بخواه که خوشبخت باشی و برای این خواستت تلاش کن.

    همین.


    یادمان هست که از وقتی به دنبال پسوند "ترین" رفتیم، خوشبختی از ما گریخت. از 19/75 لذت نبردیم چون یکی 20 شده بود.

  • ادامه مطلب
  • آسمان پر ستاره ..!

    • احسان24
    • يكشنبه ۱۵ اسفند ۹۵
    • ۱۰:۵۷


    شرلوک هلمز، کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. 

    نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: "نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی ...؟

    واتسون گفت:"میلیون ها ستاره می بینم".

    هلمز گفت: "چه نتیجه ای می گیری؟"

  • ادامه مطلب
  • Click Here To Navigate