مرد سفر باش

موضوعات مختلف

تعریف "جهان سوم" از قول پروفسور حسابی

  • احسان25
  • دوشنبه ۳۰ بهمن ۹۶
  • ۱۸:۳۶

از قول ایشان نقل شده است : روزی در آخر ساعت درس، یکی از دانشجویانم که دانشجوی دوره دکترا و اهل نروژ بود از من پرسید  :  استاد! شما که از جهان سوم می آیید، جهان سوم کجاست؟

فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود. من در جواب مطلبی را فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کنم. به آن دانشجو گفتم

جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد، باید در تخریب مملکتش بکوشد

قسمتی جالب از متن کتاب "شیاطین" اثر داستایوفسکی !

  • احسان25
  • چهارشنبه ۱۸ بهمن ۹۶
  • ۱۱:۲۷

 هر"پرهیزکاری"گذشته ای دارد  وهر"گناه کاری"آینده ای پس قضاوت نکن.

میدانم اگر: قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،

دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند. در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگر یم.


محتاط باشیم، در "سرزنش "

و"قضاوت کردن "دیگران 

وقتی ؛

نه از" دیروزاو"خبر داریم، 

نه از"فردای خودمان".

از داشته های خود لذت ببریم ..!

  • احسان25
  • پنجشنبه ۳۰ آذر ۹۶
  • ۱۳:۰۴

دکتر هلاکویی


عزیزم :از " ترین" پرهیز کن ، چرا که خوشبختی جایی هست که خودت را با کسی مقایسه نکنی.

حتی نخواه خوشبخت ترین باشی .

بخواه که خوشبخت باشی و برای این خواستت تلاش کن.

همین.

یادمان هست که از وقتی به دنبال پسوند "ترین" رفتیم، خوشبختی از ما گریخت. از 19/75 لذت نبردیم چون یکی 20 شده بود.

از رانندگی با پراید و ... لذت نبردیم چون ماشین های مدل بالاتری در خیابان ، در حال خود نمایی بود.

از بودن کنار عشقمان لذت نبردیم چون مدرک تحصیلی و پول توی جیب او ، کمتر از بسیاری دیگر بود.

همچنین ، از خانه مان ، از شغلمان ، از درآمدمان ، از خانواده و دوستانمان و....

  • ادامه مطلب
  • افکار از جنس انرژی اند ...!

    • احسان25
    • پنجشنبه ۲ شهریور ۹۶
    • ۲۳:۰۰


    مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند...؛
    پنجره های اتاق باز نمی شد .
    نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمی توانست آن را باز کند . 
    با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای تازه را احساس کرد
    و سراسر شب را راحت خوابید .
    صبح روز بعد فهمید که شیشه کمد کتابخانه را شکسته است و همه شب، پنجره بسته بوده است...!
    " او تنها با فکر اکسیژن، اکسیژن لازم را به خود رسانده بود...!!! "

    افکار از جنس انرژی اند و انرژی، کار انجام می دهد...

     #فلورانس  اسکاویل شین 

    ای آزادی ...

    • احسان25
    • دوشنبه ۱۹ تیر ۹۶
    • ۱۷:۵۵


    ای آزادی، تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می‌ورزم؛ بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم؛ هستم، اما من نیستم، یک موجودی خواهم بود تو خالی، پوک، سرگردان، بی امید، سرد، تلخ، بیزار، بد بین، کینه دار، عقده دار، بی‌تاب، بی‌روح، بی‌دل، بی‌روشنی، بی‌شیرینی، بی‌انتظار، بیهوده، منی بی تو، یعنی هیچ!...

    ای آزادی من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زندان بیزارم ، باید بیزارم، از هرچه و هر که تو را در بند میکشد بیزارم. 

  • ادامه مطلب
  • آهنگر !

    • مسیر سبز
    • دوشنبه ۱۵ آذر ۹۵
    • ۰۸:۰۱


    لاینل واترمن، داستان آهنگری را میگوید که پس از گذراندن جوانی پر شر و شور تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سال ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، چیزی درست به نظر نمی آمد. حتی مشکلاتش مدام بیشتر میشد. یک روز عصر، دوستی که به دیدنش آمده بود، از وضعیت دشوارش مطلع شد. گفت :" واقعاعجیب است، درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی مرد خداترسی شوی، زندگی ات بد تر شده. نمیخواهم ایمانت را ضعیف کنم، اما با وجود تمام تلاش هایت در مسیر روحانی، هیچ چیز بهتر نشده." آهنگر بلافاصله پاسخ نداد: او هم بار ها همین فکر را کرده بود و نفهمیده بود چه بر سر زندگی اش آمده. اما نمیخواست دوستش را بی پاسخ بگذارد، شروع کرد به حرف زدن، و سرانجام پاسخی را که میخواست یافت. این پاسخ آهنگر بود: "در این کارگاه، فولاد خام برایم میاورند و باید از آن شمشیری بسازم. میدانی چطور این کار را میکنم؟ اول تکه فولاد را به اندازه جهنم حرارت میدهم تا سرخ شود. بعد با بی رحمی، سنگین ترین پتک را بر میدارم و پشت سر هم به آن ضربه میزانم، تا اینکه فولاد، شکلی را بگیرد که میخواهم .  بعد آن را در تشت آب سرد فرو میکنم، و تمام این کارگاه را بخار آب میگیرد. فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله میکند و رنج میبرد. باید این کار را آنقدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست یابم. یک بار کافی نیست"

  • ادامه مطلب
  • بخشی از خاطرات "نیل آرمسترانگ"

    • مسیر سبز
    • چهارشنبه ۱۰ آذر ۹۵
    • ۰۹:۵۴


    نیل آرمسترانگ فضانورد آمریکایی:


    من آدم حساسی نیستم؛


    وقتی خانه‌ والدینم را ترک کردم گریه نکردم.


    وقتی در ناسا کار پیدا کردم گریه نکردم و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گریه نکردم.


    اما وقتی از روی ماه به زمین نگاه کردم، بغضم گرفت.


    با تردید با پرچمی که بنا بود روی ماه نصب کنم بازی می‌کردم. 


    از آن فاصله, رنگ و نژاد و ملیتی نبود.ما بودیم و یک خانه گرد آبی .


    با خود گفتم انسانها برای چه می جنگند ....؟


    شست دستم را به سمت زمین گرفتم و تمام دارایی ام و کره زمین با آن عظمت پشت شستم پنهان شد و من اشک ریختم!!

    دکتر شریعتی"فقر"

    • مسیر سبز
    • سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵
    • ۱۴:۱۷


    اسلام بر خلاف مذاهب دیگری که توجیه کننده ی فقر را مناسبات زندگی اجتماعی میدانند، بزرگترین آموزش یافته ی مکتبش ابوذر میگوید: “وقتی فقر وارد خانه ای میشود، دین از درب دیگر خارج میشود” و یا پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که بنیانگذار مکتبی است که همه ما مسلمانان به آن اعتقاد راسخ داریم چه شیوا و ساده بیان فرموده است: “من لا معاش له لا معاد له” کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت. چون؛ شکم خالی هیچ ندارد، جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی و مادی است مسلماً کمبود های معنوی بسیاری خواهد داشت و آنچه را که در جامعه های فقیر، آنرا اخلاق و مذهب می نامند، متاسفانه معنویت در آن جایی ندارد.



    میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میکشد …

  • ادامه مطلب
  • زبان مردم !

    • مسیر سبز
    • يكشنبه ۱۶ آبان ۹۵
    • ۱۴:۴۶


    آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:


    اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است !


    اگر کم کار کند، میگویند تنبل است !


    اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند !


    اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است !


    اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است !


    اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و پر گوست !


    اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، میگویند ریا کار است !


    و اگر نکند، میگویند کافر است و بی دین !


    لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد


    و جز از خداوند نباید از کسی ترسید.


    پس آنچه باشید که دوست دارید.


    شاد باشید ،مهم نیست این شادی چگونه قضاوت میشود...


    شیخ بهائی

    خــــــــــــــــــــــــوش امدیـــــــــــــــــــــــــد