مرد سفر باش

موضوعات مختلف

قسمتی جالب از متن کتاب "شیاطین" اثر داستایوفسکی !

  • ۱۱:۲۷

 هر"پرهیزکاری"گذشته ای دارد  وهر"گناه کاری"آینده ای پس قضاوت نکن.

میدانم اگر: قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،

دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند. در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگر یم.


محتاط باشیم، در "سرزنش "

و"قضاوت کردن "دیگران 

وقتی ؛

نه از" دیروزاو"خبر داریم، 

نه از"فردای خودمان".

از داشته های خود لذت ببریم ..!

  • ۱۳:۰۴

دکتر هلاکویی


عزیزم :از " ترین" پرهیز کن ، چرا که خوشبختی جایی هست که خودت را با کسی مقایسه نکنی.

حتی نخواه خوشبخت ترین باشی .

بخواه که خوشبخت باشی و برای این خواستت تلاش کن.

همین.

یادمان هست که از وقتی به دنبال پسوند "ترین" رفتیم، خوشبختی از ما گریخت. از 19/75 لذت نبردیم چون یکی 20 شده بود.

از رانندگی با پراید و ... لذت نبردیم چون ماشین های مدل بالاتری در خیابان ، در حال خود نمایی بود.

از بودن کنار عشقمان لذت نبردیم چون مدرک تحصیلی و پول توی جیب او ، کمتر از بسیاری دیگر بود.

همچنین ، از خانه مان ، از شغلمان ، از درآمدمان ، از خانواده و دوستانمان و....

افکار از جنس انرژی اند ...!

  • ۲۳:۰۰

مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند...؛
پنجره های اتاق باز نمی شد .
نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمی توانست آن را باز کند . 
با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای تازه را احساس کرد
و سراسر شب را راحت خوابید .
صبح روز بعد فهمید که شیشه کمد کتابخانه را شکسته است و همه شب، پنجره بسته بوده است...!
" او تنها با فکر اکسیژن، اکسیژن لازم را به خود رسانده بود...!!! "

افکار از جنس انرژی اند و انرژی، کار انجام می دهد...

 #فلورانس  اسکاویل شین 

راز شمع چیست ؟!

  • ۱۴:۴۰

چرا روی کیک تولد 

شمع روشن میکنند؟؟؟


راز شمع چیست؟ 

عالم خلقت اگه تجزیه شود به چهار عنصر میرسیم:


 آب...     آتش...

باد...      خاک...

ای آزادی ...

  • ۱۷:۵۵


ای آزادی، تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می‌ورزم؛ بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم؛ هستم، اما من نیستم، یک موجودی خواهم بود تو خالی، پوک، سرگردان، بی امید، سرد، تلخ، بیزار، بد بین، کینه دار، عقده دار، بی‌تاب، بی‌روح، بی‌دل، بی‌روشنی، بی‌شیرینی، بی‌انتظار، بیهوده، منی بی تو، یعنی هیچ!...

ای آزادی من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زندان بیزارم ، باید بیزارم، از هرچه و هر که تو را در بند میکشد بیزارم. 

آهنگر !

  • ۰۸:۰۱


لاینل واترمن، داستان آهنگری را میگوید که پس از گذراندن جوانی پر شر و شور تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سال ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، چیزی درست به نظر نمی آمد. حتی مشکلاتش مدام بیشتر میشد. یک روز عصر، دوستی که به دیدنش آمده بود، از وضعیت دشوارش مطلع شد. گفت :" واقعاعجیب است، درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی مرد خداترسی شوی، زندگی ات بد تر شده. نمیخواهم ایمانت را ضعیف کنم، اما با وجود تمام تلاش هایت در مسیر روحانی، هیچ چیز بهتر نشده." آهنگر بلافاصله پاسخ نداد: او هم بار ها همین فکر را کرده بود و نفهمیده بود چه بر سر زندگی اش آمده. اما نمیخواست دوستش را بی پاسخ بگذارد، شروع کرد به حرف زدن، و سرانجام پاسخی را که میخواست یافت. این پاسخ آهنگر بود: "در این کارگاه، فولاد خام برایم میاورند و باید از آن شمشیری بسازم. میدانی چطور این کار را میکنم؟ اول تکه فولاد را به اندازه جهنم حرارت میدهم تا سرخ شود. بعد با بی رحمی، سنگین ترین پتک را بر میدارم و پشت سر هم به آن ضربه میزانم، تا اینکه فولاد، شکلی را بگیرد که میخواهم .  بعد آن را در تشت آب سرد فرو میکنم، و تمام این کارگاه را بخار آب میگیرد. فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله میکند و رنج میبرد. باید این کار را آنقدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست یابم. یک بار کافی نیست"

بخشی از خاطرات "نیل آرمسترانگ"

  • ۰۹:۵۴


نیل آرمسترانگ فضانورد آمریکایی:


من آدم حساسی نیستم؛


وقتی خانه‌ والدینم را ترک کردم گریه نکردم.


وقتی در ناسا کار پیدا کردم گریه نکردم و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گریه نکردم.


اما وقتی از روی ماه به زمین نگاه کردم، بغضم گرفت.


با تردید با پرچمی که بنا بود روی ماه نصب کنم بازی می‌کردم. 


از آن فاصله, رنگ و نژاد و ملیتی نبود.ما بودیم و یک خانه گرد آبی .


با خود گفتم انسانها برای چه می جنگند ....؟


شست دستم را به سمت زمین گرفتم و تمام دارایی ام و کره زمین با آن عظمت پشت شستم پنهان شد و من اشک ریختم!!

دکتر شریعتی"فقر"

  • ۱۴:۱۷


اسلام بر خلاف مذاهب دیگری که توجیه کننده ی فقر را مناسبات زندگی اجتماعی میدانند، بزرگترین آموزش یافته ی مکتبش ابوذر میگوید: “وقتی فقر وارد خانه ای میشود، دین از درب دیگر خارج میشود” و یا پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که بنیانگذار مکتبی است که همه ما مسلمانان به آن اعتقاد راسخ داریم چه شیوا و ساده بیان فرموده است: “من لا معاش له لا معاد له” کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت. چون؛ شکم خالی هیچ ندارد، جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی و مادی است مسلماً کمبود های معنوی بسیاری خواهد داشت و آنچه را که در جامعه های فقیر، آنرا اخلاق و مذهب می نامند، متاسفانه معنویت در آن جایی ندارد.



میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میکشد …

زبان مردم !

  • ۱۴:۴۶


آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:


اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است !


اگر کم کار کند، میگویند تنبل است !


اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند !


اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است !


اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است !


اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و پر گوست !


اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، میگویند ریا کار است !


و اگر نکند، میگویند کافر است و بی دین !


لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد


و جز از خداوند نباید از کسی ترسید.


پس آنچه باشید که دوست دارید.


شاد باشید ،مهم نیست این شادی چگونه قضاوت میشود...


شیخ بهائی

معمولی بودن شجاعت میخواهد...

  • ۰۹:۳۵


فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد.

آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد

نه نقاشی را میگذارد کنار،

نه دماغش اگر معمولی است را عمل می کند،

نه غصه می خورد که ماشینش معمولی است،

نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش میگیرد،

نه حق لبخند زدن به یک سری آدمها را،

نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را.


حقیقت این است که "ترین" ها همیشه در هراس زندگی می کنند. 

هراس هبوط (سقوط) در لایه آدم های "معمولی".

و این هراس می تواند حتی لذت زندگی،

نوشتن، درس خواندن، نقاشی کشیدن، ساز زدن،

خوردن، نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان دربیاورد.


تصمیم گرفته ام خودِ معمولی م را پرورش دهم.

نمی خواهم دیگر آدم ها مرا

فقط با "ترین"هایم به رسمیت بشناسند.


از حالا خودِ معمولی م را به معرض نمایش می گذارم

و به خود معمولی ا م عشق می ورزم

و به آدم ها هم اجازه دهم به منِ معمولی عشق بورزند


ــــــــــــــــــــ

👤 تهمینه میلانی


۱ ۲
خــــــــــــــــــــــــوش امدیـــــــــــــــــــــــــد
Designed By Erfan Powered by Bayan