مرد سفر باش

موضوعات مختلف

گفتگو با خدا در خواب...

  • احسان24
  • شنبه ۲۳ بهمن ۹۵
  • ۱۰:۰۹


شبی در خواب دیدم که با خدا گفتگو می کنم.
خدا از من پرسید: دوست داری با من صحبت کنی؟
پاسخ دادم: اگر شما فرصت داشته باشید.
خدا لبخندی زد و گفت: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟
من سؤال کردم: چه چیزی در آدمها شما را بیشتر از هر چیزی متعجب می کند؟
خدا جواب داد: 
- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند، و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.
- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره بازیابند.
- اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.
- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز نزیسته اند.
دست خدا مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت…
بعد از مدتی به خدا گفتم: به عنوان پروردگار دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟
خدا پاسخ داد:
- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد، تنها کاری که میتوانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.
- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست که خودشان را با دیگران مقایسه کنند.
- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.
- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه ای زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابد.
- یاد بگیرند که غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد، بلکه کسی است که نیازمند کمترین هاست.
- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.
- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند، بلکه باید خود را نیز ببخشند.
با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که در اختیار من گذاشتید سپاسگذارم.
و افزودم: چیز دیگری هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟
خدا لبخندی زد و گفت:
فقط اینکه بدانند من اینجا هستم
همیشه…

 

  • نمایش : ۱۹۰
  • جملک نویس
    سلام
    بسیار عالی
    در نظر سنجی ما هم شرکت کنید
    سلام دوست عزیز ،خیلی ممنون 
    چشم حتما😃
    میثم ر...ی
    سلام وقت بخیر
    وبلاگ خوبی دارین.
    همیشه موفق باشین باشین.
    سلام ،خیلی خوش اومدین:) 
    ممنونم از شما 😃
    موفق باشید:)
    یه بنده خدا ... ....
    سلام
    چه خواب جالبی
    سلام :) بله 😃
    محمد روشنیان
    نکات قابل تاملی بود
    خیلی ممنون :) 
    حامد عبدالهی
    هوس گفت و شنودی به سرم هست، ولی
    به توان دل خود در این شنیدن مشکوک!
    ممنون 
    آناهیتا ......
    بسیار عالی بود 

    من خودم با قسمت سلامتیش بیشتر موافقم 
    وقتی که انسان اونو داشته نه هزینه ای از جیبش 😋 کسر میشه ، نه محتاج کمک و نگای دیگرانه 😋 

    همیشه از خدا خواستم 50 سال عمر داشته باشم اونم با سلامتی تمام و خوش بودن 😋 
    اللهی آمین 🙏 

    ممنون از پست پر مغزت 👌
    خواهش میکنم :) 
    واقعا سلامتی نعمت بزرگیه:)
    عَقـایِدِ یِکــ رِضــا
    جالب بود :)
    خیلی ممنون 😃
    دختر ایرونی
    بسیار عالی:) ممنون:))

    سال اول دانشگاه روز تولدم هم اتاقیام یدونه کتابچه تمام رنگی برام هدیه گرفتن با عنوان "گفتگو با خدا"... دقیقا همین متن رو شامل میشه به اضافه چند تا تصویر زیبا...


    خواهش میکنم ،خیلی ممنون :)
    آفرین به هم اتاقی هات :) حالا کتابو نگه داشتی ؟!:) البته بعید نداشته باشی:))

    ناشناس
    سلام آقا احسان ،خیلی خوب بود 
    ببخشید شما همون احسان 23 معروف و بامزه  وبلاگ خانواده برتر هستین ؟😄
    من همیشه پیگیر نظراتتون بودم و با خوندنشون خیلی شاد میشدم😅
    سلام خیلی ممنونم از شما 😃
    بله ،البته همچین معروفم نبودم:)
    دختر ایرونی
    عجبااا خخخخ
    صدالبته که نگهش داشتم:) 
    تابلو بود😁راستی به خانواده برتر سر میزنی هنوز ؟!
    مرد تنهای شب
    سلام،خوب هستی،حالو احوال خوبه بزرگوار؟
    متن زیبایی بود،من خودم مورد اول و دوم رو با عینه تجربه کردم.وقتی ۱۳سالم بود بزرگترین ارزوم این بود که ۲۳سالم بشه فک میکردم تو سن۲۳سالگی به تمام ارزوهام رسیدم،من بزرگ شدم ۲۳رو رد کردم ولی چنان چیزی عایدم نشد.اون موقه۲۳برای من نماد سنی بود که یه شخص میتونه به تمام ارزوها و خواسته هاش برسه
    درود بر مرد تنهای شب:) ممنون خوبم من ،شما خوبی؟!😃
    آره کاملا همینجوره ،من خودمم همچین حالتی داشتم :)) ولی در کل بهتره تو هر سنی از زندگی لذت ببریم😃
    امیدوارم شما هم به همه خواسته هاتون برسین:)
    دختر ایرونی
    اصلاااا
    نمیتونم خواننده خاموش باشم چون با دیدن بعضی پستها و نظرات قطعا نمیتونم سکوت کنم... بنابراین ترجیح میدم اونورا آفتابی نشم خخخ
    کاملا قانع کننده بود😆والا وب خانواده برتر هم دیگه مثل گذشته نیست 
    همون بهتر که سر نمیزنی :) البته من خودم دو سه روزی یه بار سر میزنم😆😁
    خودم سر میزنم به شما میگم سر نزنین😁
    دختر ایرونی
    رطب خورده منع رطب چون کند؟ خخخخ
    پس با این حساب شده خانواده بدتر !!
    :))) من واسه خودت میگما😁
    فعلا چند نفری مقاومت کردن و نمیرن از وبلاگ:)
    مرد تنهای شب
    خداروشکر:)خوبم ممنونم😊اووهوم درسته ادم باید تو هر سنی از همون سنش بیشترین استفاده و لذتو ببره،من اون موقه بچه بودم اینجور چیزا رو قطعا نمیدونستم الان دارم بهش میرسم...ممنونم همینطور شما:)
    خیلی ممنونم :) حالا ممکنه تو اون سن خیلیا این فکرو کنن که ای کاش بزرگ بودیم !
    وبرعکس دیدم مردای سی چهل ساله که میگن یاد بچگی بخیر:)) قدرشو ندونستیم و....

    مرد تنهای شب
    اره زیاد هست اینجور افراد،بشر ذاتن همینجوره،همونطور که تو پستم گفته شد.
    احتمالا خودمونم به اون سن برسیم اینجور بگیم😃
    آره کاملا موافقم 😃
    کاش از همین لحظاتمون بتونیم استفاده کنیم😃
    دختر ایرونی
    اونا دیگه پوست کلفت شدن خخخ

    بله کاملا :))
    مرد تنهای شب
    کاش امیدوارم به بطالت نگذرونیم😁
    ما نیز امیدواریم:))
    قالب بلاگ رضا
    سلام
    بزرگترین چالش وبلاگی (بلاگ تکونی) راه اندازی شده،شماهم دعوتی!
    باعث افتخاره شما هم شرکت کنید!
    سلام خیلی خوش اومدی:) 
    ممنون:)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    خــــــــــــــــــــــــوش امدیـــــــــــــــــــــــــد