مرد سفر باش !

پرداختن به موضوعات گوناگون

مرد سفر باش !

پرداختن به موضوعات گوناگون

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات

مورچه و کندو..!

دوشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۲۸ ب.ظ


مورچه ای در پی جمع کردن دانه های جو از راهی می گذشت

و نزدیک کندوی عسل رسید. از بوی عسل دهانش آب افتاد

ولی کندو بر بالای سنگی قرار داشت و هر چه سعی کرد

از دیواره سنگی بالا رود و به کندو برسد نشد.

دست و پایش لیز می خورد و می افتاد…

هوس عسل او را به صدا درآورد و فریاد زد:

ای مردم، من عسل می خواهم، اگر یک جوانمرد پیدا شود

و مرا به کندوی عسل برساند یک «جو» به او پاداش می دهم.

یک مورچه بالدار در هوا پرواز می کرد. صدای مورچه را شنید و به او گفت:

مبادا بروی … کندو خیلی خطر دارد!

مورچه گفت: بی خیالش باش، من می دانم که چه باید کرد…!

بالدار گفت:آنجا نیش زنبور است.

مورچه گفت:من از زنبور نمی ترسم، من عسل می خواهم.

بالدار گفت:عسل چسبناک است، دست و پایت گیر می کند.

مورچه گفت:اگر دست و پاگیر می کرد هیچ کس عسل نمی خورد!!!

بالدار گفت:خودت می دانی، ولی بیا و از من بشنو و از این هوس دست بردار،

من بالدارم، سالدارم و تجربه دارم، به کندو رفتن برایت گران تمام می شود

و ممکن است خودت را به دردسر بیندازی…

مورچه گفت:اگر می توانی مزدت را بگیر و مرا برسان،

اگر هم نمی توانی جوش زیادی نزن.

من بزرگتر لازم ندارم و از کسی که نصیحت می کند خوشم نمی آید!

بالدار گفت:ممکن است کسی پیدا شود و ترا برساند

ولی من صلاح نمی دانم و در کاری که عاقبتش خوب نیست کمک نمی کنم.

مورچه گفت: پس بیهوده خودت را خسته نکن.

من امروز به هر قیمتی شده به کندو خواهم رفت.

بالدار رفت و مورچه دوباره داد کشید:

یک جوانمرد می خواهم که مرا به کندو برساند و یک جو پاداش بگیرد.

مگسی سر رسید و گفت:

بیچاره مورچه! عسل می خواهی و حق داری، من تو را به آرزویت می رسانم…

مورچه گفت: آفرین، خدا عمرت بدهد. تو را می گویند حیوان خیرخواه!!!

مگس مورچه را از زمین بلند کرد و او را دم کندو گذاشت و رفت…

مورچه خیلی خوشحال شد و گفت: به به، چه سعادتی، چه کندویی، چه بویی،

چه عسلی، چه مزه یی، خوشبختی از این بالاتر نمی شود،

چقدر مورچه ها بدبختند که جو و گندم جمع می کنند

و هیچ وقت به کندوی عسل نمی آیند…!

مورچه قدری از اینجا و آنجا عسل را چشید و هی پیش رفت

تا رسید به میان حوضچه عسل،

و یک وقت دید که دست و پایش به عسل چسبیده و دیگر نمی تواند از جایش حرکت کند…

مور را چون با عسل افتاد کار / دست و پایش در عسل شد استوار

از تپیدن سست شد پیوند او / دست و پا زد، سخت تر شد بند او

هرچه برای نجات خود کوشش کرد نتیجه نداشت. آن وقت فریاد زد:

عجب گیری افتادم، بدبختی از این بدتر نمی شود، ای مردم، مرا نجات بدهید.

اگر یک جوانمرد پیدا شود و مرا از این کندو بیرون ببرد دو جو به او پاداش می دهم !!!

گر جوی دادم دو جو اکنون دهم / تا از این درماندگی بیرون جهم

مورچه بالدار از سفر برمی گشت، دلش به حال او سوخت و او را نجات داد و گفت:

نمی خواهم تو را سرزنش کنم اما هوسهای زیادی مایه گرفتاری است…

این بار بختت بلند بود که من سر رسیدم ولی بعد از این مواظب باش

پیش از گرفتاری نصیحت گوش کنی و از مگس کمک نگیری.

مگس همدرد مورچه نیست و نمی تواند دوست خیرخواه او باشد…


سخن روز : از مردم طماع راستی مجوی و از بی وصل وفا مخواه.(غزالی)

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۹۵/۱۰/۲۰
  • ۱۵۲ نمایش
  • مسیر سبز

اموزنده

جالب

نظرات (۱۴)

  • مجتبی مطوری
  • چ جالب(:
    داستان و شعر خیلی زیبا بود(:
    ممنون^^
    پاسخ:
    خواهش میکنم دوست عزیز:) 
    تشکر:)
    سلام ، خوبین ، حال و روز امتحانات خوبه ؟
    ممنون که با مطالب جالب زمینه تامل تو رفتارهامون رو فراهم می کنید.
    پاسخ:
    سلام ویانا خانم 😃حالتون خوبه؟😃
    امروز یه امتحان داشتم که لغو شد!! رفتم امتحان بدم دیدم کسی نیست ،زنگ زدم دوستم گفت امتحان لغو شده و خودشم راحت تو خونه نشسته بود به من اطلاع نداده بود😓
    خواهش میکنم ،تشکر:)
    خواهش ،خوبم ،خدا رو شکر
    چه ضد حالی خوردین...
    چه دوستای خوبی دارین شما!!!!!!
    پاسخ:
    آره ویانا خانم خیلی ضدحال بود ،بعدش زنگ زدم بهش گفتم چرا به من نگفتی که من پانشم بیام میگه مریض بودم یادم رفت😔البته عمدا همچین کاری کرد که به من ضدحال بزنه چون روز قبلش اون هر چی زنگ زد من جواب ندادم خخخخ آخه رنگ میزنه دو ساعت پرحرفی میکنه:)))
    حالا منم تلافی میکنم:) میخوام یه بار با ماشین برم ،وسط راه بهش بگم برو تو مغازه فلان وسیله رو بگیر بعد خودم برم 😏😆
  • خاله باران
  • سلام احسان ممنون از متن ات

    نیستی تالار هم که نمیای وقتی میای ما نیستیم خوبی خاله

    خواستم یه احوالی بپرسم ازت موفق باشی
    پاسخ:
    سلام خوبی خاله ؟خوش میگذره ؟ 😃 
    خاله تو این چند روز نتونستم بیام فقط همون دیشب اومدم تالار که کسی نبود!
    حالا سعی میکنم بیشتر بیام ،از شما هم ممنونم خاله که به یادما هستی:)
    ممنون:)
    سلام
    فکر خوبیه ...
    ما رو هم از نتیجه کار مطلع کنید.

    پاسخ:
    سلام ،باشه اگه عملیش کردم حتما😆
    قشنگ بود ممنون وخسته نباشی داداش احسان⚘⚘⚘🌼🌼🌼
    پاسخ:
    خواهش میکنم ،نظر لطف شماست:)
    ممنون😃
    فوق العاده ست

    همتتان مستدام
    پاسخ:
    سلام دوست عزیز😃
    ممنون:)
  • آناهیتا ......
  • دستت درد نکنه داداش 
    این متنی که گذاشتی منو یاد یک اتفاق که فکر کنم پارسال تو کوه های استانمون افتاد انداخت
    ماجرا از این قرار بود که یه خرس که تو بالای کوه بوده ، اینم بگم تمام کوه های استانمون با درختای بلوط پوشیده شده ،بعد این خرس تو تنه ی یکی از درختا عسل میبینه ، بعد دستشو میذاره تو اون سوراخ برای گرفتن عسل 
    حالا چی ؟؟؟ 
    دیگه بلد نیست دستشو دراره خخ
    بخدا شوخی نمیکنم ، تا چند روز دستش تو همون سوراخه بوده ، تا به طور اتفاقی یه پسر چوپان که رد میشده میبینتش ، زنگ میزنه به آتش نشانی و ... 
    فکر کنم یک روزی طول کشیده ، آخه تو ارتفاعات بالا بوده خرسه ، تو اون یه روز پسره به لحاظ مواد غذایی بهش میرسه 
    خلاصه مأمورا میان و تنه رو میشکنن ، وقتی که خرس آزاد شده همش دور و بر پسره میچرخیده 

    این بود ماجرای خرس کوه های زاگرس 
    پاسخ:
    عجب ،خرس بیچاره ! حتما اون لحظه مردم هم فیلمبرداری میکردن؟😆
    کلا اخلاق ایرانی ها جوریه اگه طرف در حال جون دادن هم باشه فیلم میگیرن*!
    به هر حال خدا یه خیری بده به اون بنده خدا که خبر داده...
    ببین تو هم از این ماجراها درس بگیر:)) وقتی گشنه ت شد هر جایی دست نزن:))
    خواهش میکنم.
  • آناهیتا ......
  • این دومین حرص بود خخخ که امشب از رو تو دارم میخورم خخخ
    یعنی من مثل خرسه وقتی گشنم بشه دست میذارم رو همه چی و بعد بلد نیستم دست وردارم خخخ
    الله الکبر خخخ
    الله اکبر ههه
    همون حقه که بهت بگم آقا گرگ و روباه خخخخخخ
    خب قبول دارم من از همه چی نوک میزنم ولی دیگه خدایی بلدم چه طور بخورررررررررررم آقااااااااااا 

    آره من فیلمشو دیدم  ، بخصوص موقع دعوا و تصادف که اصلا وجه خوبی نداره فیلم برداری کردن !!
    تو هم یاد بگیر مثل اون پسره به بقیه کمک کنی هههه
    پاسخ:
    خب خداروشکر که تونستم حرصت بدم ...
    ببینم تو چه اصراری داری که خودتو با یه خرس مقایسه کنی ؟ خب معلومه تو از اون خرس باهوش تری مگه من جز ارن گفتم خخخ
    بله میدونم شما تو خوردن و خوابیدن استادی :)کلا تنبل بار اومدی:)=

  • آناهیتا ......
  • آآآآآآآآآآآآآآآآآی از دست تو خخخ
    من کی خودمو با خرس مقایسه کردم ؟؟؟ خخخ
    اصلأ از کجای حرفم پیدا بود ؟؟
    الآن من به تو چه بگویم ای پسر ههههه

    ببین دیگه خداوکیلی من تنبل نیستم ، حداقل اگه قبلا بودم ، از مهر ماه به بعد که خودت میدونی
    ولی برای خوردن ، خب قبول دارم میخورم اما کم !!
    نگو خودت زرنگی که شاخ در میارم خخخ
    تو دیگه از خوردن برات حرف نزنم بهتره ، آبروت حفظ میشه خخخخ
    پاسخ:
    یه بار دیگه متن بالای خودتو بخون😆نه بیا خودتو با خرس مقایسه کن😁😃
    البته از لحاظ خوردن فکر کنم قابل مقایسه باشین خخخ
    من ک زرنگم مگه نمیدونی!!! آچار فرانسه ای هستم واسه خودم😋
  • آناهیتا ......
  • من الآن دارم گریه خخخ میکنم
    آخه چقد منو حرص میدی ههه

    خب خودت اول بار من رو با خرسه مقایسه کردی خخخ
    منم اومدم برات توضیح دادم
    بعد دردناک ترین قسمتش اینجا بود که بهم گفتی : نه من میدونم تو هوشت از خرسه بیشتره خخخ
    آخه چرا تو اینجوری درباره ی من فکر میکنی ؟؟؟
    نمیدونم بغضه خخ یا حرص گلومو فشاااااااار میده خخخ
    بذار به حال خودم بمیرم خخخ

    من تسلیم خخخ

    پاسخ:
    دارم باهات شوخی میکنم وگرنه هوش اون خرسه اصلا با تو قابل قیاس نیس خخخخ

  • آناهیتا ......
  • زیر لفظی خخخ میخوای بگی آناهیتا = خرس ههههه
    خیال خام دیدی
    پاسخ:
    نه خدا کنه ،آناهیتا ،اناهیتا س و خرسم خرس خخخ 
  • دختر ایرونی
  • العاقل تکفیه الاشاره
    برای عاقل یک اشاره کافیست تا همه چیز را دریابد!

    تشکر:)
    پاسخ:
    سلام خواهش میکنم 
    ممنون:)
  • آناهیتا ......
  • ولش کن
     ازم نپرس ، چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی بود !!!!!
    پاسخ:
    خب بگو...باید بدونم چی گفتم که دلخور شدی!!!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">