مرد سفر باش

موضوعات مختلف

میخ و تخته (کنترل خشم )

  • ۰۰:۰۰

 بچه ی بداخلاقی بود . روزی پدرش کیسه ای پر از میخ و یک چکش به او داد و گفت هر وقت عصبانی شدی یک میخ به دیوار روبرو بکوب . روز اول پسرک مجبور شد 37 میخ به دیوار بکوبد .

در روزها و هفته های بعد که پسرک توانست خلق و خوی خود را کنترل کند و کمتر عصبانی شود ، تعداد میخ هایی که به دیوار کوبیده بود رفته رفته کمتر شد . پسرک متوجه شد که آسان تر است که عصبانی شدن خود را کنترل کند تا آنکه میخ ها را در دیوار سخت بکوبد .


بالاخره به روزی رسید که پسرک دیگر عادت عصبانی شدن را ترک کرده بو د و موضوع را به پدرش یاد آوری کرد .

 پدر به او پیشنهاد کرد که حالا به ازای هر روزی که عصبانی نشود ، یکی از میخ هایی را که در طول مدت گذشته به دیوار کوبیده ، از دیوار بیرون بکشد .

روزها گذشت تا بالاخره یک روز پسر به پدرش رو کرد و گفت همه ی میخ ها را از دیوار در آورده است . پدر دست پسرش را گرفت و به آن طرف دیوار که میخها را بر روی آن کوبیده شده و سپس در آورده شده بود ند ، برد . 

پدر روبه پسر کرد و گفت « دستت درد نکند کار خوبی کردی ولی سوراخ هایی که در دیوار به وجود آورده ای نگاه کن !! این دیوار دیگر هیچوقت دیوار قبلی نخواهد شد . پسرم وقتی تو در حال عصبانیت چیزی را می گویی یا کاری را انجام می دهی مانند میخی است که بر دیوار دل طرف مقابل می کوبی یا چاقویی است که به شخصی بزنی و آن را درآوری ، بعد از این کار ، مهم نیست چند مرتبه به شخص روبرو بگویی « معذرت می خواهم

مرزنگوش ..
سلام 😊

عالی بود 👌👌
من خودم دوران دانشجویی شرایط خوابگاه روم اثر بدی گذاشته بود و راحت نمیتونستم با افراد و فرهنگا و قومیت ها کنار بیام و باعث میشد زود عصبانی بشم، یه بار یکی از دوستام ناخواسته کاری کرد و من به شدت عصبانی شدم و یکم باهم بگو مگو کردیم اصلا جو اتاقمون ازون حالت دوستانه و صمیمی درومد(البته مقصر اصلی اون بودا) 
یه چندساعت بعدش به خودم گفتم آخه دیوونه این چه کاری بود کردی😕😕
خلاصه فرداش که از کلاس برمیگشتم رفتم یه جعبه شیرینی خریدم و برگشتم خوابگاه و باهم آشتی کردیم😊
ولی خب اون عصبانیت و بی تجربگیم شاید از ذهن دوستام پاک شده باشه ولی از ذهن خودم پاک نمیشه و گاهی آزارم میده 😢

یه بارم سر دوستم که همکلاسی و هم اتاقیم بود عصبانی شدم و واقعا بعدش کلی پشیمون شدم هنوزم که هنوزه وقتی یادش میوفتم ناراحت میشم وقتی باهاش صحبت میکنم یجور حس شرمندگی ته قلبم هس ☹️
البته اون خودش خیلی ازم تشکر میکنه ها چون واسطه شدم با پسرمورد علاقه اش ازدواج کنه 🤗و الان خیلی خیلی خوشبختن اما این حس پشیمونی خودمو اذیت میکنه

به خاطر همین احساس پشیمونی ها سعی میکنم کمتر عصبانی بشم و خودمو کنترل میکنم و تا حدی هم موفق شدم، اصلا دانشگاه و خوابگاه خیلی تاثیر گذاشت روم که اخلاقای بدمو کم کنم خداروشکر


حالا آقا احسان  اینارو گفتم یوقت فک نکنی من دختر عصبی هستما😅 اتفاقا انقد دختر خوب و آرومیم که هم اتاقیای هم کلاسیم میگفتن به مرزنگوش بگو برا شب نشینی بیاد پیش ما خیلی دختر مهربونیه دوسش داریم😅 تو خوابگاهم کلی طرفدار داشتم 😎😄

سلام مرزنگوش خانم :) 
ماشالا چقدر قلدر بودی ما نمی دونستیم 😁😁
راست میگی ،اینکه میگن آدم تو اوج عصبانیت نباید تصمیم بگیره یا کاری کنه واسه همینه .
من خودمم اتفاقا همین حس رو نسبت به بعضیا بخاطر اعصاب خردی و بحثم با اون فرد دارم که البته بعدش پشیمون شدم ...
منم خیلی خیلی کم پیش میاد عصبانی بشم ،ولی وقتی عصبانی بشم درجه و ریشترش خیلی زیاده و حتما تلفات میده😁😁
البته واسه تو که تو "خوابگاه " بودی یکی دوتا بحث خیلی آمار فوق العاده خوبی محسوب میشه 😉
ویانا
سلام خوبین
جالب بود.
سلام ممنون ،خوبی شما ؟😊
خاله باران
سلام 

من همیشه سعی میکنم که وقت عصبانیت خودم کنترل کنم

اما امسال قبل از عید یکی از فامیل های شوهرم که پولمون نمیداد

خبلی با عصبانیت پولمون خواستم الان خودم پشیمونم چون من نباید دخالت میکردم اما واقعا خسته شده بودم ولی باز میگم ای کاش تو عصبانیت این حرف نمیزدم ای کاش
سلام ...
خیلی خوبه که سعی میکنین خودتون رو کنترل کنین ...
مادر من تو این مورد معروفه بسکه آروم و صبور هست 😁این رگو از طرف مادر خودش به ارث برده :)))
در کل آدم یه لحظه عصبانی میشه ممکنه یه کاری انجام بده که بعدش پشیمون بشه ! حتی خیلی از قتل هایی که اتفاق میفته لحظه ای هستن ! دو نفر با هم بحثشون میشه اون یکی عصبانی میشه و کارو خراب میکنه ...
عاطفه کوهسار (alias)
سلام علیکم 🙃

خوب بود خیلی ممنون.🌷
منم همیشه به اطرافیانم میگم 😎 برای خالی کردن و سبک کردن خودتون یکی دیگه رو پر نکنین... بعضیا هستن خیلی غر میزنن یا موقع عصبانیت کل اجداد طرف رو میارن جلو چشش...بعدش خودشون آروم میشن اما خیالشون نیست سر طرف مقابل چی آوردن یا چقدر ناراحتش کردن...
سلام عاطفه خانم حالت خوبه ؟! کجایی کم پیدا شدی !😊
آره موافقم باهات ،،،به نظر من میشه یه کیسه بخری و مواقع عصبانیت بهش مشت بزنی 😁
خواهش ...
خواهر پسر شجاع <3
آره دقیقا وقتی عصبانی هستی ممکنه یه حرفی بزنی که وقتی آروم بشی با خودت بگی بدترین حرفی بود که میشد زد 😓
ولی در کل من آدم عصبی نیستم و خیلی دیییر عصبی میشم تو این مورد بین دوستام معروفم 
ولی وقتی عصبانی بشم دیگه دست خودم نیست که چیکار میکنم😄
فقط تو عصبانیتم جلوی بابام میتونم خودم و کنترل کنم فقققط😅
سلام ،اصل کار همون موقع عصبانیت هست که ما نمی دونیم چیکار کنیم دقیقا خیلی ها همین مشکل رو دارن:))
فکر کنم جلو باباتم بیشتر از سر ترس هست که خودتو کنترل میکنی 😁😁
خواهر پسر شجاع <3
نه مسعله ترس نیست 
اصلا تو فکر نمگنجه بخوام سر بابام داد بزنم یا هر چیز دیگه 😄
کلا یه احترام خاص حالا هرچند که ازدستش ناراحت و عصبی باشم😁
آره میدونم ،شوخی میکنم :)
خیلی هم خوبه :) من خودمم همینجورم اتفاقا :) 

مینا معلم جزیره
چرا انقد مسائل سختش میکنی آخه
دیوار ی دست رنگ تمیز میزنی حله😄
بچه های امروزی رو نمیشه با اینا تربیت کرد آقا احسان، خودمون قدرت نه گفتن رو بهشون آموزش دادیم حالا دیروز یکیشون میگه نع خانم فلان کارو انجام نمیدم😆خودتون گفتید بعضی وقتها باید نه!گفت😨😷
😁😁یه چند وقتی عاطفه خانم نیست حالا شما دارین جاش پست ها رو بی مزه میکنین:)))
البته دیواری که میخ توش خورده با رنگ هم مشکلش حل نمیشه :))
به نظر من برعکس خیلی ها قدرت نه گفتن ندارن ! شاید تعداد کمی پیدا بشه ...اکثرا اوکی هستن 😁
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
خــــــــــــــــــــــــوش امدیـــــــــــــــــــــــــد
Designed By Erfan Powered by Bayan