مرد سفر باش

موضوعات مختلف

برداشت شخصی ...

  • احسان24
  • دوشنبه ۳ مهر ۹۶
  • ۲۱:۰۷

زن و شوهری یک خر از بازار خریدند. در راه برگشت به خانه یک پسر بچه گفت :” چقدر احمقند. چرا هیچکدام سوار خر نشده اند؟”

آن دو وقتی این حرف را شنیدند زن سوار بر خر شد و مرد در کنار آنها براه افتاد. کمی بعد پیرمردی آنها را دید و گفت: “مرد رئیس خانواده است. چطور زن می تواند در حالی که شوهرش پیاده راه می رود سوار خر شود؟”

زن با شنیدن این حرف فوراً از خر پیاده شد و جای خود را به شوهرش داد. لحظاتی بعد با پیرزنی مواجه شدند. پیر زن گفت: ” عجب مرد بی معرفتی، خودش سوار خر می شود و زنش پیاده راه می رود.”

مرد با شنیدن این حرف به زنش گفت که او هم سوار خر شود.


بعد به مرد جوانی برخوردند. او گفت :” خر بیچاره، چطور می توانی وزن این دو را تحمل کنی. چقدر به تو ظلم می کنند! ”


زن و شوهر با شنیدن این حرف از خر پیاده شدند و خر را به دوش گرفتند.

ظاهراً راه دیگری باقی نمانده بود.

وقتی به پل باریکی رسیدند، خر ترسید و شروع به جفتک زدن کرد. آنها تعادلشان را از دست دادند و به رودخانه سقوط کردند.


نتیجه :

تک تک مردم برداشت های مختلف دارند. گوشتی که یکنفر با لذت می خورد برای دیگری زهر است.

هیچوقت ممکن نیست که همه شما را بستایند، و یا لعنت کنند.

هیچگاه نه در گذشته، نه در حال و نه در آینده چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

بنابراین، اگر وجدان راحتی دارید از حرف دیگران دلخور نشوید.

  • نمایش : ۱۱۰
  • Hossein MK
    عالی بود
    ممنون :)
    خاله باران
    سلام احسان 

    جالب بود مشکل همه ما اینه که فقط 

    نظرمردم رو رفتارما تاثیر به سزایی 

    میذاره کمتر ادمی هست که اینطور 

    نباشه 
    سلام خاله باران 
    بله همینطوره ...ما چه خوب باشیم چه بد ،همیشه حرف های مردم دنبالمون هستن ...چقدر خوبه بتونیم بی اهمیت باشیم ...
    ممنون 
    افغانی ..
    سلام

    واقعیت جوامع دقیقا همین مطلبیه که شما اشاره کردید

    به هر سازی برقصی باز هستن کسانی که یا انتقاد کنن یا تمسخر
    بهترین کار  تعقل و عمل کردنه به سلایق خودته...
    سلام داداش خیلی خوش اومدی :) 
    بله دقیقا همینطوره ،کاملا با حرفات موافقم :) 
    ممنون .
    عاطفه کوهسار
    این بنده خدا رو ما تحت عنوان ملانصرالدین قدیم میگفتیم قصه هاشو...

    یه مثل هم هست میگن به اشتهای مردم غذا نخور :)

    ایشالا فردا من از خواب پا شدم خدا یه موس برام بفرسته بذارن بالای سرم یا توی کیفم. موسم خراب شده ضعف اعصاب گرفتم اگر موسم رسید خبرشو اینجا علنی میکنم حتما :))
    اینم از انحراف پست امشب :)
    آره همینطوره :) ملانصرالدین هم ماجراها داشته :)
    باشه ایشالا که موس بهت برسه خخخ فعلا با صفحه کلید سر کن :) 
    کلا تبحر خاصی تو منحرف کردن پست ها داری:))))) شوخی :) 
    milad mirshekar
    هر کاری هم که کنیم
    دهن مردم همیشه بازه
    بله:)
    عاطفه کوهسار
    دیگه پستی که بیش از 24 ساعت ازش بگذره میشه منحرفش کرد :))
    گفتن نداره ولی هر چی منتظر شدم موس واسم نرسید خخخ تصمیم گرفتم خودم دست به آچار بشم :)
    گام اول بتونم درشو باز بکنم بقیش حله :))) چون پیچ میچ هیچی نداره :)
    آخرین باری که کار تعمیراتی انجام دادم یه سری پیچ و واشر اضافه آوردم خخخ این دفعه امیدش به خدا :)
    :)) خوبه خودت دست به کار بشو ...
    یا قشنگ یاد می گیری درستش میکنی یا یکباره خراب میشه خخخ
    دختر ایرونی
    بسیار عالی:)

    مرحوم شکیبایی تو فیلم هامون یه دیالوگ خیلی قشنگ گفته که تو ذهنم ثبت شده...

    "تو میخوای من اونی باشم که واقعاً تو میخوای ؟ اگه من اونی باشم که تو میخوای ، پس دیگه من ، من نیست . یعنی من خودم نیستم..."


    ممنون دختر ایرونی،:)) جمله خیلی قشنگیه ...
    جملات حسین پناهی و پرویز پرستویی هم جالب هستن ...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    خــــــــــــــــــــــــوش امدیـــــــــــــــــــــــــد