مرد سفر باش

موضوعات مختلف

پاییز میرسد ...

  • احسان24
  • جمعه ۳۱ شهریور ۹۶
  • ۰۸:۳۱


پاییز می رسد که مرا مبتلا کند

با رنگ های تازه مرا آشنا کند


پاییز می رسد که همانند سال پیش

خود را دوباره در دل قالیچه، جا کند


او می رسد که از پس نه ماه انتظار

راز درخت باغچه را بر ملا کند

او قول داده است که امسال از سفر

اندوه های تازه بیارد ـ خدا کند ـ


او می رسد که باز هم عاشق کند مرا

او قول داده است به قولش وفا کند


پاییز عاشق است و راهی نمانده است

جز این که روز و شب بنشیند دعا کند ـ


شاید اثر کند و خداوند فصل ها

یک فصل را به خاطر او جا به جا کند


تقویم خواست از تو بگیرد بهار را

تقدیر خواست راه شما را جدا کند


خش خش... صدای پای خزان است، یک نفر

در را به روی حضرت پاییز وا کند


#علیرضا بدیع#

  • نمایش : ۱۳۸
  • Sara 2528
    خیلی زیباست ولی در عین حال هم دلگیر.
    البته فصل پاییز با وجود همه ی زیباییهایش همراه با دلتنگی ست.
    آره دقیقا همینطوره :)کلا فصل پاییز با وجود زیباییش دلگیره مثل غروب آفتاب :)
    Hossein MK
    به به
    عالی بود
    ممنون دوست عزیز :) 
    عاطفه کوهسار
    از بین فصلها هیچوقت پاییز رو دوست نداشتم...
    پاییز به نظرم فصل باحالی هست ،فقط دلگیره :) 
    اسمان ***
    چه شعر زیبایی...ولی
    نمی دونم چرا من ازپاییز  اینقدر بدم میاد:)
    حال روزاتون خوش
    ممنونم از شما ....
    چرا پاییز که بد نیست:) 
    گلرو ..
    اتفاقا من برعکس دوستان ازبین فصلها پاییز را بیشتر از همه دوس دارم

    اگه گفتی چرا ؟؟؟؟؟
    سلام گلرو خانم ،هر کسی ممکنه بنا به دلایلی یه فصلی رو بیشتر دوست داشته باشه :) مثلا من خودم بخاطر گرمای شهرم ،عاشق فصل زمستون هستم و دوست دارم زودتر برسه :) حالا مثلا تبریزی ها ممکنه برعکس تابستون رو دوست داشته باشن:) 
    حالا در مورد فصل پاییز هم من فکر میکنم یه فصل خاص هست ،این فصل :) یکی ممکنه بخاطر مناظر متفاوت تو این فصل، پاییز رو دوست داشته باشه :)یکی ممکنه بخاطر کوتاه شدن روزها ،و طولانی شدن شب ها این فصل رو دوست داشته باشه ،و یکی هم مثل شما ممکنه یه خاطره خوب از این فصل داشته باشه :)))
    گلرو ..
    سلام. هر سه دلیلت اشتباه هست خخخخ
    مناظر همه فصلها زیبا هستن 
    تو هر فصلی ادم میتونه خاطره داشته باشه
    و کوتاه بودن روز وبلندی شب چیز خوشایندی نیست


    من به همون دلیل که شما زمستون را دوس دارید پاییز را دوس دارم
    توشهر ما زمستونا سرده وبی برف 
    تابستونا واخر بها رگرمه امسال که بشدت گرم بود

    وتنها این پاییزه که هوا معتدل نه گرما اذیتت میکنه ونه سرما
     باد ملایم ادمو نوازش میکنه 


    خخخ نه خب ،گفتم شاید از فصل پاییز یه خاطره خاص داری:)))
    فصل پاییز هم زیبایی های خاص خودش رو داره ،و خیلی ها هستن که واقعا این فصل رو ترجیح میدن :)
    خیلی ها هم با کوتاه بودن روزها ،و طولانی بودن شب ها بیشتر حال میکنن خصوصا اونایی که بیشتر شب زنده داری دارن خخخ ..این فصل فقط واسه مهمونی رفتن عالیه :))
    آره فصل پاییز خوبه ،البته تو این فصل ،معمولا بیماری ها بیشتره ...
    مرزنگوش
    سلام آقا احسان خوبید؟ :) 
    شعر زیبایی بود
    همونطور که سایر دوستان هم گفتن پاییز قشنگه ولی دلگیر و غم انگیزه.چون خبر از مردن میده 
    فصل رنگارنگی هم هست ولی جنس رنگاش شاد نیستن. من رنگ نارنجی و قرمز رو دوست دارم ولی نارنجی پاییز انگار غم داره تو خودش مثل رنگ نارنجی و قرمز غروب آفتاب.... 

    چند وقت پیش یه مطلب خوندم تو بی بی سی خیلی جالب بود نوشته بود همه جای دنیا فصل پاییز مصادف هست با افسردگی. وقتی اواخر ماه سپتامبر میشه خیلی از افراد دچار افسردگی میشن و سرحال نیستن همش میخوان بخوابن حس سرکار رفتن ندارن و... یکی از علت ها هم کمبود نور تو این فصل و ابری بودن هوا بود

    من همیشه آخرای شهریور که میشد یه حس بدی داشتم فک میکردم این حس بخاطر مدرسه رفتن باشه یا وقتی دانشگاه میرفتم فک میکردم بخاطر اینکه باید برم یه شهر دیگه این حس بهم دست میده ولی مدرسه و دانشگاه تموم شد و این حس دوست نداشتن شهریور و پاییز هنوز تو وجود من مونده. که با خوندن اون مطلب فهمیدم این حس ربطی به مدرسه و دانشگاه نداره بلکه از اومدن پاییز ناشی میشه:)) و اتفاقا همه جای دنیا هم شایعه :) 

    فکر میکنم شاعرا بیشتر به پاییز علاقه دارن چون فصل شاعرانه ای هس:) 


    سلام خانم مرزنگوش ،ممنون ،شما خوبی ؟!
    آره واقعا همینطوره که گفتی ...کلا فصل پاییز دلگیر هست ،اگه دقت کرده باشی غروب آفتاب هم همینطوره ...
    من هر وقت غروب آفتاب رو میبینم دلم میگیره ،خصوصا اگه کنار دریا باشه ....
    مطمئنا این حس بخاطر شروع مدارس و.دانشگاه نیست :) البته روز سیزده بدر من همیشه این حس رو داشتم اونم طرف عصر که از گردش برمیگشتیم خونه خخخ چون روز بعد باید می رفتیم مدرسه :)))
    آره همینطوره ...مرسی :)
    مرزنگوش
    خیلی ممنونم :) 
     آره عصر سیزده بدر منم این حسو داشتم ولی جالبه هنوزم این حسو دارم با اینکه فرداش نه مدرسه ای هس نه دانشگاهی. علت اینو هنوز کشف نکردم :))

    اها ،خب شاید یکی از عللش یاد آوری گذشته باشه ...
    گاهی اوقات حس و حال گذشته میاد سراغ آدم و یاداوریش باعث دپرس شدن میشه ...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    خــــــــــــــــــــــــوش امدیـــــــــــــــــــــــــد