مرد سفر باش

موضوعات مختلف

معجون شفا بخش !

  • احسان24
  • سه شنبه ۷ شهریور ۹۶
  • ۱۰:۵۹

دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند.عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!

داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد،

 پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند.

دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد.

هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقای دکتر عزیز، دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند.

داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم ، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بین رفته است. 

  • نمایش : ۹۹
  • N@f@s 2000
    چقدر قشنگ:)
    ممنون :) 
    سایت تفریحی چفچفک
    عجب
    :) 
    غمی ‌‌
    سعی کن سم در نگاه تو باید نه در کسی که به او می‌نگری :))
    :))
    خواهر پسر شجاع
    از محبت خارها گل می شود
    به شرطی که غرور آدم بزاره 
    بله دقیقا محبت تاثیر خودش رو میذاره ...
    تشکر 
    Sara 2528
    داستان رو قبلاً خونده بودم ولی یادآوریش  تو زندگی گاهی اوقات خوبه تا ذهن رو به طرف افکار منفی نبریم که خودمون بیشتر اذیت میشیم.

    بله ،ممنون سارا خانم:) 
    Va hid
    عجبا!!!!!!!!!!!لایک!!!!!!!!!!
    سپاس!!!
    خاله باران
    سلام جالب بود

    داستان عروس مادرشوهرتمومی نداره 

    نمیدونم چرا خخخ

    من که مادرشوهرم خیلی دوست دارم 

    فداش بشم البته ناگفته نمونه 

    سالهای اول زیادحرفاش به ام خوش نمیومد

    اما الان دیگه الان هم که خیلی من دوست داره
    سلام.خاله ،بله مادرشوهر و عروس دو دشمن دیرینه هستن خخخ 
    ولی جدا عروس خوب باشه ،مادر شوهرم خوبه ،و بالعکس ...
    طرفین باید کنار بیان باهم :) 
    بازم خوبه ...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    خــــــــــــــــــــــــوش امدیـــــــــــــــــــــــــد