مرد سفر باش

موضوعات مختلف

تئوری سوسک در توسعه شخصی !

  • احسان24
  • پنجشنبه ۱۵ تیر ۹۶
  • ۱۴:۳۳

در یک رستوران، یک سوسک ناگهان از جایی پر می‌زند و بر روی یک خانمی می‌نشیند. 

آن خانم از روی ترس شروع به فریاد زدن می‌کند. او وحشت‌زده بلند می‌شود و سعی ‌می‌کند با پریدن و تکان دادن دست‌هایش سوسک را از خود دور کند.

واکنش او مسری بود و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند وحشت‌زده می‌شوند. 

بالاخره آن خانم موفق می‌شود سوسک را از خود دور کند. 

سوسک پر می‌زند و روی خانم دیگری نزدیکی او می‌نشیند. این بار نوبت او و افراد نزدیکش می‌شود که همین حرکت‌ها را تکرار کنند!

پیشخدمت به سمت آنها می‌دود تا کمک کند. 

در اثر واکنش‌های خانم دوم، این بار سوسک پر می‌زند و روی پیشخدمت می‌نشیند.

پیشخدمت محکم می‌ایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه می‌کند.

زمانی که مطمئن می‌شود، سوسک را با انگشتانش می‌گیرد و به خارج رستوران پرت می‌کند.

در حالی‌که قهوه‌ام را مزه مزه می‌کردم، شاهد این جریان بودم و ذهنم درگیر این موضوع شد. آیا سوسک باعث این رفتار عصبی شده بود؟

اگر اینطور بود، چرا پیشخدمت دچار این رفتار نشد؟

چرا او تقریبا به شکل ایده‌آلی این مسئله را حل کرد، بدون این‌که آشفتگی ایجاد کند؟


این سوسک نبود که باعث این ناآرامی و ناراحتی خانم‌ها شده بود، بلکه عدم توانایی خودشان در برخورد با سوسک موجب ناراحتیشان شده بود.


من فهمیدم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که موجب ناراحتی من می‌شود، 

بلکه ناتوانی من در برخورد با این مسائل است که من را ناراحت می‌کند.

این ترافیک بزرگراه نیست که من را ناراحت می‌کند، 

این ناتوانی من در برخورد با این پدیده ‌است که موجب ناراحتیم می‌شود.


من فهمیدم در زندگی نباید واکنش نشان داد، بلکه باید پاسخ داد.

آن خانم‌ به اتفاق رخ‌داده واکنش نشان داد، در حالیکه پیشخدمت پاسخ داد.


واکنش‌ها همیشه غریزی هستند در حالی‌که پاسخ‌ها همراه با تفکرند.

نحوه واکنش‌های ما به مشکلات و نه خود مشکلات است که می‌تواند در زندگی بحران ایجاد کند.

این مفهوم مهمی در فهم زندگی است. 

آدمی که خوشحال است به این خاطر نیست که همه چیز در زندگیش درست است. 

او به این خاطر خوشحال است که دیدگاهشنسبت به مسائل درست است.

  • نمایش : ۱۶۴
  • محمد رضا
    عالیست عالی
    ممنون ،نظر لطفته
    الهامT
    جالب بود :-)
    ممنون :) 
    دختر ایرونی
    این اتفاق دقیقا چند روز پیش تو یه جمعی برا من افتاد و من هم دقیقا عکس العمل همون خانم رو نشون دادم و جالبه تمام خانمای اون جمع هم به طور  غیر ارادی دست و پا میزدن خخخخ
    خلاصه یه آبروریزی شد که جای  گفتنش نیست !
     چون یه موجود چندش آوره این ری اکشن رو نشون میدیم! خیلی ربطی به ناتوانی نداره خخخ

    با این مقایسه خیلی موافق نیستم ولی اصل مطلب کاملاً درسته...اگه قبل اینکه حرفی بزنیم یا رفتاری بروز بدیم به عاقبتش فکر  کنیم و به اینکه قراره چی عایدمون بشه بنظرم خیلی مشکلات و ناراحتی ها رو دیگه تو زندگی نداریم...

    ممنونم:)
    نه دیگه اومدیو نسازی خخخخ 
    جالبه همه خانم ها مثل شما ترسیدنشون از سوسک رو به کثیف بودن و چندش بودنش ربط میدن در حالی که یه بار تو تلویزیون دیدم ،یه آزمایش داشتن رو سوسک ،بعد آخر کشف کردن که سوسک از کف دست انسان تمیزتر بود:)))
    بله درسته حرفت ممنون 
    دختر ایرونی
    ولی قیاسه همچین بیراه هم نبود خخخ
    الان که فکرشو میکنم میتونستم اون سوسکه رو بدون  آبروریزی مهار کنم...

    واقعا اونقدری که از سوسک میترسی از موجود دیگه ای ترس داری؟!:))
    راستی کاراته ت به کجا رسید ؟! خخخ 

    علی آقا:)
    سلاااامم:))
    من بانتیجه گیریت موافقم وموافقم که
    من نمیتوانم باحرف خوب مردمومتقاعدکنم پس سرشون جیغ میکشم:(


    سلام علی آقا ،خیلی خوش اومدی :))
    بله دمت گرم:)))
    دختر ایرونی
    پای کاراته رو کشیدید وسط که چی رو ثابت کنید؟!!خخخخ
    سوسک مارمولک گربه و موش از نظر من موجودات چندشین و ترسمم از همیناست...
    هیچی :))) فقط خواستم یادت بندازم هنرت چیه :) 
    بازم خوبه ،امیدوارکننده س ...از پرنده ها نمی ترسی ؟ 
    ویانا
    سلام، خوبین
    با مدیریت کردن میشه
     خیلی راحت  از شر  این موجودات 
    کثیف و چندش نجات یافت. 
    وقتی پسرم دو سه ساله بود یه قورباغه اومد 
    تو خونه، سوسک و مارمولک خوبه امان از قورباغه 
    لیز، لزج وسنگین(یادم میاد حالم بد میشه) خلاصه هر کاری 
    میکردم تکون نمیخورد، با هر تلاش جیغ هم میکشیدم
    طفلی بچه ام هم با من جیغ میکشید، با کلی دردسر از خونه بیرونش 

    انداختم ، اما نتیجه اش این شد که پسرم تا مدت ها از قورباغه میترسید
    شاید هنوز هم حس بدش به قورباغه رو داشته باشه و من هنوز هم خودم رو سرزنش میکنم. 




    سلام ویانا خانم ،تشکر خوبم ...
    بله درسته ،مدیریت کردن خیلی مهمه.آخرش چیکار کردی و چجوری بیرونش کردی ؟!
    سال قبل رفتم روستا ،و برعکس یه مار درختی که رنگشم سبز بود اومده بود تو خونه مادربزرگم ،منم درو باز کردم که اول بره بیرون ،وقتی رفت با بیل کشتمش:)))گفتم حالا با خیال راحت برین تو اتاق خخخ 
    ولی از قورباغه منم بدم میاد ...فقط یادمه بچه بودم قورباغه های کوچک که تو آب بودنو زیاد میگرفتم :)) میبردم خونه می گفتم اینا ماهی هستن ....
    حالا گذشته ،اشکال نداره ،چیزی نیست که خودتون رو سرزنش کنید :) 
    مرزنگوش
    سلام آقا احسان
    میدونستید دلیل ترس خانوما از سوسک چیه؟سرعت حرکت بالاشون :))

    من چند سال پیش یه فایل سخنرانی از آقای دهنوی گوش دادم که ایشون گفتن خانوما از سوسک و موش میترسن چون اونا خیلی سریع حرکت میکنن و خانوما از سرعت خوششون نمیاد و آرام بودن رو بیشتر دوست دارن. بعد فکر کردم دیدم بله من خودم وقتی سوسک یا موش میبینم خیلی زود واکنش نشون میدم و فرار میکنم ازش درحالی که با دیدن عقرب واکنش آرومتری نشون میدم چون فکر میکنم سوسک با اون سرعتش الان میاد میره تو بدنم و من فرصتی برای کشتنش ندارم :))

    برای اطمینان تو نت یه سرچی کردم دیدم بله اکثرا گفتن که سرعت بالای سوسک و موش تمرکز و روان خانوم ها رو بهم میریزه و اونا رو میترسونه البته چندش بودنشون هم دخیله :))
    (قسمتی از متن سخنرانی دکتر حبشی تو نت هس که به این موضوع اشاره کرده اگر مایل بودید بخونید)

    با نتیجه گیری هم من تا حدودی موافقم یعنی علاوه بر چندش بودن و موذی بودن سوسک عدم توانایی ما در برخورد با سوسک منجر به ترسمون میشه.به گفته دکتر حبشی سوسک باعث به هم ریختن روان زن ها میشه چون سریع حرکت میکنه و زن ها فرصت این رو ندارن که فکر کنن چطور با سوسک مقابله کنن و از بین ببرنش برای همین اولین عکس العملشون ترس و فرار کردنه.ولی در مقابل یه حشره موذی که سرعت حرکت کمی داره چون میتونن فکر کنن که چطور با اون موجود مقابله کنن واکنش سریعی نشون نمیدن البته ممکنه ترس داشته باشه ولی نه به اندازه ترس از سوسک


    سلام مرزنگوش خانم ...
    نه نمیدونستم :))) چه باحال :)) کلا شما خانوما خیلی باحالین خخخخ ولی الحق خیلی سرعتی عمل میکنن:))و من عاشق سرعتشونم خخخ 
    ببینین سوسک چیه که دیگه تمرکز خانم ها رو بهم میریزه:)))) آخه من شنیدم خانم ها بر خلاف مردا همزمان میتونن رو چند کار تمرکز کنن و اتفاقا به خودمم ثابت شده :) مثلا مادر خودم ،گاهی اوقات با گوشی حرف میزنه ،همزمان آشپزی میکنه و اتفاقا کاملا حواسشم به فیلمی که از تلویزیون داره پخش میشه هست و کاملا میدونه چی شد:))) ولی مردا همچین خصوصیتی ندارن ،همون یه کار هم بی حواس انجام میدن خیلی وقتا:))
    به هر حال مطلب جالبی بود ممنون ،استفاده کردم .
    ویانا
    سلام، خدا رو شکر
    نمیدونم چرا با پوشیدن دستکش  آون موجود مزاحم رو بیرون ننداختم
    شاید چون نمیخواستم دستم بهش بخور، الان دقیقا یادم نیست، فقط میدونم با یه چیزی شاید مگس کش اونقدر قلش دادم تا از خونه پرتش کردم بیرون، وای با هر حرکت جیغ می زدم . 
    گاهی آدم کارهای میکنه
     که خودش هم تو تفسیرش می مونه
    آره با دستکش بهترین راه بود ...البته قورباغه کثیف نیست ...
    حالا اشکال نداره ،همین چیزا خودشون تجربه میشن ..
    مطمئنا اگه الان همچین اتفاقی بیفته ،جور دیگه ای رفتار میکنی ...
    ممنون 
    ویانا
    سلام، ممنون

    امیدوارم هیچ وقت تکرار نشه


    خواهش ،ممنون .
    امیدوارم هر چی خیره پیش بیاد 
    دختر ایرونی
    نه دیگه از پرنده ها نمیترسم خخ
    خیلی هم خوب :))
    Sara 2528
    داستان بسیار عالی و آموزنده ایست.
    اتفاقا من همیشه در زندگی مشکلاتی رو که برام پیش میاد َسعی میکنم اینطوری بهش نگاه کنم.
    برا همین خیلی خوشم میاد از داستان های این مدلی.
    موفق باشی
    سلام سارا خانم ،ممنون ...
    اگه به این شکل مشکلات برخورد میکنین خیلی خوبه ....
    اگه آدم همیشه پیش بینی اتفاقات رو کنه و سعی کنه به نحو درست مدیریت کنه خیلی عالیه ...
    ممنون بابت حضور فعالتون 
    Sara 2528
    سلام
    خواهش میکنم.
    حضورم بخاطر وبلاگ عالیه که داری.
    ان شاالله همیشه موفق باشی
    خیلی ممنونم از شما ...
    ایشالا شما هم موفق باشی ...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    خــــــــــــــــــــــــوش امدیـــــــــــــــــــــــــد