مرد سفر باش

موضوعات مختلف

قاتل فراری !

  • احسان24
  • سه شنبه ۱۳ تیر ۹۶
  • ۲۱:۰۲

🌷🌷🌷

جنایتکاری که آدم کشته بود، در حال فرار با لباس ژنده خسته به دهکده رسید.

چند روزچیزى نخورده بود وگرسنه بود. جلوى مغازه میوه فروشى ایستاد و به سیب هاى بزرگ و تازه خیره شد، اما پولى براى خرید نداشت. دودل بود که سیب را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدایى کند.

توى جیبش چاقو را لمس مى کرد که سیبى را جلوى چشمش دید! چاقو را رها کرد... سیب را از دست مرد میوه فروش گرفت. میوه فروش گفت: «بخور نوش جانت، پول نمى خواهم.»

روزها، آدمکش فرارى جلوى دکه میوه فروشى ظاهر میشد. وبى آنکه کلمه اى ادا کند، صاحب دکه فورا چند سیب در دست او میگذاشت .یک شب، صاحب دکه وقتى که مى خواست بساط خود را جمع کند، صفحه اوّل روزنامه به چشمش خورد .عکس توى روزنامه را شناخت .زیر عکس نوشته بود: «قاتل فرارى»؛ و جایزه تعیین شده بود.

میوه فروش شماره پلیس را گرفت... موقعی که پلیس او را مى برد،به میوه فروش گفت : «آن روزنامه را من جلو دکه تو گذاشتم . دیگر از فرار خسته شدم. هنگامى که داشتم براى پایان دادن به زندگى ام تصمیم مى گرفتم به یاد مهربانی تو افتادم.

"بگذار جایزه پیدا کردن من، جبران زحمات تو باشد"


#گابریل_گارسیا_مارکز




  • نمایش : ۱۳۵
  • ویانا
    سلام، خوبین 
    خیلی عالی بود. ممنون 
    کاش نامهربانی و نامردی تو دنیا نبود... 
    کاش همه با هم مهربان بودیم... 
    کاش... 

    سلام ویانا خانم ممنون ،شما حالتون خوبه ؟!
    بله کاش ،کاش های شما محقق میشد :) 
    تشکر خانم معلم...
    راستی خاله باران حالش خوبه ؟!
    محمد رضا ..
    سسسسلام
    اگه به این وبلاگ بنده هم یک نگاهی بی اندازید
    و دنبال کنید
    واقعا ممنون میشوم
    بعد دنبالم کنید دنبالتان می کنم ممنون
    ****##98
    سلام 
    ممنون ،به وبلاگتون سر زدم و فالو هم شدی :) 

    ویانا
    خوبم ،الحمدالله
    تالار از رونق افتاده ،کاش نمیرفتی
    هیچ خبری ندارم،ان شاء الله که خوب هستن





    خب خداروشکر .
    امیدوارم حالش خوب باشه ،ویانا خانم اگه خبری ازش شد بی زحمت منم در جریان بذارید...
    نگران نباشید ،گاهی اوقات بچه ها نمیرسن بیان ،منم اگه بودم تفاوت خاصی نداشت:)
    انشاءالله که اوج بگیره تالار و بهتون خوش بگذره ...
    ویانا
    ممنون
    ان شاء الله
    حتما خبری شد  شما رو هم تو جریان میذارم،
    خیلی لطف میکنید 
    ممنون 
    N@f@s 2000
    عاااااالی بود ممنون
    خواهش میکنم ،تشکر .
    دختر ایرونی
    سلام
    عمیق ترین درد در زندگی، مردن نیست...بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی...

    با اینکه قبلا این متنو خوندم ولی بازم از خوندنش لذت بردم... اغلب آدما از نامهربانی اطرافیانشون هست که دیگه شور و شوقی برا زندگی کردن ندارن...

    ممنون از جناب مدیر:)
    حالتون خوبه؟
    سلام بر دختر ایرونی بزرگ :) ممنون خوبم ،شما خوبی ؟ 
    بله موافقم باهات کاملا ...گاهی وقتا رفتار دیگران خیلی آدمو خسته میکنه و برعکس ...
    ممنون بابت حضور سبز و فعالت ...

    مرزنگوش
    سلام :)خوبید آقا احسان؟

    جالب بود من رمان صدسال تنهایی و سال های وبای گابریل گارسیا مارکز رو خوندم رمان هاش جالبه و البته پیچیده.این داستان کوتاهشم خیلی عالی بود
    چیزی که تو این داستان برام جالب اومد این بود که مرد سیب فروش بدون شناخت مرد قاتل باهاش به مهربونی برخورد کرد چیزی که خیلی از ماها باهاش غریبه ایم یعنی تا جدوآباد طرف رو درنیاریم و نفهمیم آدم درستیه یا نه بهش خوبی نمیکنیم..

    سلام مرزنگوش خانم :)  ممنون شما حالتون خوبه ؟!
    آره کاملا موافقم ،تو این دوره زمونه واقعا همچین آدم هایی کم پیدا میشه که نشناخته به کسی محبت کنن !
    تازه خیلی ها هم میشناسن همو بازم ،به قول معروف آب از دستشون نمیچکه ! بسکه خسیس بازی در میارن :))
    ولی اخر ماجرا باحال تموم شد بنظرم :))
    مرزنگوش
    ممنون منم خوبم :)
    آره آخرش جالب تموم شد هم این پیامو رسوند که برخورد و رفتار ما با بقیه میتونه روی اون ها هم اثر بذاره (مهربونی مرد سیب فروش روی قاتل هم اثر گذاشت) هم اینکه شاید ما برای منافع خودمون هرکاری بکنیم(لو دادن قاتل توسط مردسیب فروش در ازای دریافت پاداش کلان)
    البته این برداشت منه ها شاید درست نباشه :))
    آره دقیقا ...نه برداشتتون درسته :))
    حالا کدومشون بیشتر کار درستی کرد. ؟!خخخ 
    مرسی :)
    دختر ایرونی
    همیشه سلامت باشید:) منم خوبم خداروشکر
    حضورم سبز هست ولی فعال نه خخخ

    ممنون :) 
    امیدوارم حضورتون فعال هم بشه :)))
    مرزنگوش
    به نظرم کاری که قاتل کرد خیلی درست بود و خیلی ارزش داشت چون کار مرد سیب فروش رو همه ماها انجام میدیم حتی اگر بحث جایزه و پاداش هم وسط نباشه بالاخره اون فرد یه مجرمه و باید تقاصشو پس بده.
    اما آیا همه ماها میتونیم برای جبران زحمات و مهربانی های دیگران خودمون رو به خطر بندازیم؟مسلما نه 

    بله کاملا درسته ...
    البته کار مرد سیب فروش رو هم این روزها خیلی ها انجام نمیدن خخخ 
    ولی خب ،آدم خوب هم کم نیست .
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    خــــــــــــــــــــــــوش امدیـــــــــــــــــــــــــد