مرد سفر باش

موضوعات مختلف

تبریک

  • احسان25
  • جمعه ۲۵ خرداد ۹۷
  • ۲۱:۴۹

تبریک به همه ...

خیلی برد دلچسبی داشتیم :) 

امیدوارم امشب اسپانیا با یه نتیجه خوب پرتغال رو ببره ...

چون ایران جلو اسپانیا هیچ شانسی نداره ولی باید هر طور شده از پرتغال یه مساوی بگیریم و با چهار امتیاز صعود کنیم ...

روسیه 5 ،عربستان 0

  • احسان25
  • پنجشنبه ۲۴ خرداد ۹۷
  • ۲۱:۳۹

سلام ،اصلا فکرش رو نمی کردم عربستان اینقدر ضعیف کار کنه ...

الحق کیف کردم با این نتیجه ...

کاری هم به اینکه آبروی آسیا رو بردن ندارم ...

عربستان امیدوارم همه بازیهاشو به این نحو ببازه...


تخت مرگبار ..!

  • احسان25
  • چهارشنبه ۲۳ خرداد ۹۷
  • ۱۴:۴۳

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت و ضعف مرض آنان نداشت. این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند. 


کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد. به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند. در محل و ساعت موعود، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...

  • ادامه مطلب
  • نظافت کارگاه !

    • احسان25
    • چهارشنبه ۲۳ خرداد ۹۷
    • ۱۴:۰۳

    🔻نظافت کارگاه

     خاطره ای از علی سعیدی، پیرمردی یزدی که در صورت زنده بودن باید 88 ساله باشد.

    او نقل می کند:

    با مدرک ابتدائی سال 1315 استخدام نفت شدم و سال 1350 که بازنشسته شدم لیسانس فنی داشتم. اوایل استخدام نوبت من شد تا کف کارگاه را نظافت کنم، اما نکردم. هر چه نصیحتم کردند، فایده نداشت و استعفا کردم. موضوع که به رئیسم منتقل شد، آمد و کنار دیوار ایستاد و به من گفت: «به اندازه قد من، روی دیوار خط بکش.»

    چون بلندتر از من بود روی صندلی رفتم و روی دیوار خط کشیدم. بعد او با جارو کارگاه را پاک کرد و تمام میزها و وسایل را با پارچه گردگیری کرد.

    کارش که تمام شد کنار همان دیوار زیر خط ایستاد و پرسید: «به نظرت من کوچک شده ام؟»

    سکوت مرا که دید گفت: «اگر شرکت برای نظافت اینجا کارگر استخدام نمی کند برای این است که ما کار آموزان یاد بگیریم و عادت کنیم همه چیز از جمله محیط کارمان مرتب و منظم باشد.»

    سعیدی می نویسد که این حادثه باعث شد که من همیشه مرتب باشم و همین مورد نیز نقشی اساسی در موفقیت من در این کار داشت  

    تست هوش جالب (5) !

    • احسان25
    • چهارشنبه ۹ خرداد ۹۷
    • ۱۸:۵۲


    ما دو تا اتاق داریم ،که این اتاق ها در مجاورت(روبرو) یکدیگر قرار دارند ، در یکی از اتاق ها سه لامپ وجود دارد که یکی از آنها 100 ،دیگری 110 و دیگری 200 وات است ،و در اتاق دیگر سه کلید وجود دارد که هر کلید مختص یک لامپ است ...
    این کلید ها هیچ ردیف یا نظم خاصی ندارند و ما در اتاقی که در آنجا کلیدها هستند قرار داریم ، و ما فقط یکبار میتوانیم به اتاقی که لامپ ها در آن وجود دارند برویم ...
    سوال معما : مشخص کنید که هر کلید برای کدام لامپ است ؟!
    نظرات همزمان ثبت میشن ...

  • ادامه مطلب
  • معلم دلسوز ...

    • احسان25
    • پنجشنبه ۳ خرداد ۹۷
    • ۰۹:۵۴

    در نیمه های سال تحصیلی معلّم کلاس به مدّت یک ماه  به دلیل مشکلاتش کلاس را ترک کرد و معلّمی جدید موقتا به جای او آمد.

    پس شروع به تدریس نمود و بعد، از چند دانش آموز شروع به پرسش در مورد درس کرد. 

    وقتی نوبت به یکی از دانش آموزان رسید و پاسخی اشتباه داد بقیه دانش آموزان شروع به خندیدن کردند و او را مسخره می کردند. 

    معلّم متوجّه شد که این دانش آموز از ضریب هوشی و اعتماد بنفسی پایین برخوردار است و همواره توسّط هم کلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گیرد.

    زنگ آخر فرا رسید و وقتی  دانش آموزان از کلاس خارج شدندمعلّم آن دانش آموز  را فرا خواند و به او برگه ای داد که بیتی شعر روی آن نوشته شده بود و از او خواست همان طور که نام خود را حفظ کرده آن بیت شعر را حفظ کند و با هیچ کس در مورد این موضوع صحبت نکند. 

  • ادامه مطلب
  • خــــــــــــــــــــــــوش امدیـــــــــــــــــــــــــد