مرد سفر باش

موضوعات مختلف

گلایه دکتر شریعتی از خدا و جواب سهراب سپهری !

  • ۲۱:۰۶


خیلی زیباست ارزش خوندن داره👌


خدایا کفر نمیگویم،

پریشانم،

چه میخواهی تو از جانم؟!

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.


خداوندا!

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

چه چیز انسان را زیبا میکند ؟!

  • ۰۹:۳۷

ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ " : ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯿﮑﻨﺪ؟ "

ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ : ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ

ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ

ﺩﯾﮕﺮ ﯼ ﮔﻔﺖ : ﭘﻮﺳﺘﯽ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ !

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ...

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ

ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ

ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ

ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :

ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻫﺮ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ

ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ !

ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻣﯿﮏ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ؟

ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ ...!

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ" : ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺪ؟! ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ

ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ"!!! 

ﺣﯿﻒ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩﯾﺮ ﺭﻭ ﻣﯿﺸﻮﺩ!🌺🍃

قانون پارکینسون چیست ؟!

  • ۱۹:۵۷

چرا وقتی انجام پروژه‌ای را یکساله تعریف می‌کنیم، در یک سال انجام می‌شود و اگر همان را هشت ماه تعیین کنیم در هشت ماه انجام می‌شود؟


چرا وقتی برای انجام کاری یکساعته سه ساعت وقت داریم انجام آن سه ساعت طول می کشد؟


پاسخ همه این سوالات در "قانون پارکینسون" نهفته است:


بر اساس قانون پارکینسون در مدیریت، "ذهن، کار را به مدت زمانی که به آن اختصاص داده شده کش می‌دهد"؛

دکتر حسابی بزرگ مرد علم و دانش ایران زمین !

  • ۱۰:۳۱

پروفسور حسابی:

 

۲۲ سال درس دادم؛

۱- هیچگاه لیست حضور و غیاب نداشتم.

(چون کلاس باید اینقدر جذاب باشد که بدون حضور و غیاب شاگردت به کلاس بیاید)

۲- هیچگاه سعی نکردم کلاسم را غمگین و افسرده نگه دارم!

(چون کلاس، خانه دوم دانش آموز هست)

۳-هر دانش آموزی دیر آمد، 

سر کلاس راهش دادم!

(چون میدانستم اگر ۱۰ دقیقه هم به کلاس بیاید؛ یعنی احساس مسئولیت نسبت به کارش)

۴- هیچگاه بیشتر از دو بار حرفم را تکرار نکردم.

(چون اینقدر جذاب درس میدادم 

شک ،نحوه تجزیه و تحلیل آدمی را عوض میکند ...

  • ۱۱:۰۷

مردی صبح از خواب بیدار شد ودید تبرش ناپدید شده، شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد . برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.


متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود، مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ می کند. آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه اش برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود و از او شکایت کند.


اما همین که وارد خانه شد تبرش راپیدا کرد . زنش آن را جابه جا کرده بود . مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه میرود ،حرف میزند و رفتار می کند.

راز موفقیت ..!

  • ۰۷:۳۰

راز_موفقیت_در_چهار_کلمه_خلاصه_می شود


اول فکر کردن است؛ به ارزشهایی که میخواهی بر اساس آنها زندگی کنی، فکر کن


دوم باور کردن است؛ خود را باور کن و بر اساس 

آنچه فکر کرده ای، عمل کن تا به ارزشهایی که در سر داری برسی


سوم آرزو کردن است؛ آرزوی چیزی را بکن که بر اساس باورهایت نسبت به خود و ارزشهایی که در سر داری باشد


چهارم جرات کردن است ؛ جرات کن آرزوهایت

را بر آورده کنی، آرزوهایی بر اساس باورها و

ارزشهایی که در سر داری


فکر کن_باور کن_آرزو کن_جرات کن...

خدای من همینجاست ...

  • ۲۳:۱۴

ﺧﺪﺍﻱﻣﻦ نه ﺩﻭر ﮐﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖ؛

            ﻧﻪ ﺩﺭ ﮐﻠﻴﺴﺎ؛

            ﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﺒﺪ؛


ﺧﺪﺍی ﻣﻦ ﻫﻤﻴﻨﺠﺎﺳﺖ

ﮐﻨﺎر ﺗﻤﺎﻡِ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﻲ ﻫﺎﻳﻢ؛

                   ﺑﻐﺾ ﻫﺎﻳﻢ؛

                   ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻳﻢ؛


ﺧﺪﺍﻱ ﻣﻦ،

ﻧﻤﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ

ﺍﻣــــﺎ؛

ﻣﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ:

         ﺷﮑﺴﺘﻦِ دلی 

         ﺍﺷﮏ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﻲ،

         ﻧﺎ ﺣﻖ ﮐردن ﺣﻘﻲ،


ﺧﺪﺍﻱ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﺪ ﻣﺮﺍ

         ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻢ


ﻣﻲ ﻓﻬﻤﺪ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﺳﺨﻦ 

ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻢ 


ﺧﺪﺍﻱ ﻣﻦ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﺴﺖ ،


ﺧﺪﺍی ﻣﻦ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻫﻴﭻ ﻧﻤﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ

ﺟﺰ ﺑﻲ ﻓﮑﺮ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻭ

              ﺭﻧﺠﺎﻧﺪن دلی 


ﺧﺪﺍی من 

ﺧــــﺪای ﺗﻤﺎﻡِ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻫﺎﺳﺖ.


ترجیح می دهم با کفش هایم درخیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا این که در مسجد بنشینم و به کفش هایم فکر کنم....

                                                

#دکتر_علی_شریعتی

راز شمع چیست ؟!

  • ۱۴:۴۰

چرا روی کیک تولد 

شمع روشن میکنند؟؟؟


راز شمع چیست؟ 

عالم خلقت اگه تجزیه شود به چهار عنصر میرسیم:


 آب...     آتش...

باد...      خاک...

ای آزادی ...

  • ۱۷:۵۵


ای آزادی، تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می‌ورزم؛ بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم؛ هستم، اما من نیستم، یک موجودی خواهم بود تو خالی، پوک، سرگردان، بی امید، سرد، تلخ، بیزار، بد بین، کینه دار، عقده دار، بی‌تاب، بی‌روح، بی‌دل، بی‌روشنی، بی‌شیرینی، بی‌انتظار، بیهوده، منی بی تو، یعنی هیچ!...

ای آزادی من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زندان بیزارم ، باید بیزارم، از هرچه و هر که تو را در بند میکشد بیزارم. 

دکتر عبدالله !

  • ۱۱:۵۰


عکس بالا تصویر گدا نیست,این مرد دکتر دیوانه,پزشک متبحر لنگرودی است,که بدلیل مطالعه زیاد و همدردی با مردم فقیر و غصه خوردن و همزاد پنداری با آنها متاسفانه دچار روانپریشی شده بود,دکتر دیوانه پشت کاغذ سیگار نسخه مینوشت و مجانی بیماران را ویزیت میکرد,جالب این بود که تمام داروخانه های شهر خط دکتر را میشناختند و نسخه اش را میپیچیدن و البته به بیماران به دلیل احترام به دکتر ارزانتر حساب میکردن,

تشخیص دکتر عبدالله بسیار خوب بوده و خیلی ها وقتی از رفتن پیش دکترهای روز نتیجه ای نمی گرفتند صبر میکردن تا او را در کوچه و خیابان بینند او مطب نداشت و مثل دوره گردها تو کوچه خیابونا میگشت.این پزشک سالهاست فوت کرده ولی هنوز یاد و خاطره اش  در ذهن  مردم هست این عکس توسط آقای آل بویه زمانی که طبق عادت در حال مطالعه کتاب قرضی از کتابفروشی  میرفطروس بوده در همانجا گرفته شده و این عکس در یکی از جشنواره های عکاسی انگلستان جایزه دوم را گرفته .

دکتر عبدالله اهل اطراف رودسر بوده و همه جا پیاده می رفته ولی پاتوق اصلیش لنگرود بوده .

۱ ۲ ۳ . . . ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ . . . ۲۰ ۲۱ ۲۲
خــــــــــــــــــــــــوش امدیـــــــــــــــــــــــــد
Designed By Erfan Powered by Bayan