مرد سفر باش

موضوعات مختلف

به یاد داشته باش ،هرگز رهایت نمیکنم !

  • احسان24
  • پنجشنبه ۸ تیر ۹۶
  • ۱۲:۵۷

روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم. شغلم را دوستانم را ، مذهبم را زندگی ام را ! به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا صحبت کنم. به خدا گفتم : آیا میتوانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟ و جواب او مرا شگفت زده کرد. او گفت : آیا سرخس و بامبو را میبینی؟ پاسخ دادم :بلی . فرمود : هنگامی که درخت بامبو و سرخس راآفریدم ، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم . به آنها نور و غذای کافی دادم. دیر زمانی نپایید که سرخس سر از خاک برآورد و تمام زمین را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع امید نکردم.

  • ادامه مطلب
  • داستانی از مولانا و شمس تبریزی !

    • احسان24
    • چهارشنبه ۷ تیر ۹۶
    • ۱۳:۵۷

    می گویند:روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد.


    شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید: آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟

     مولانا حیرت زده پرسید: مگر تو شراب خوارهستی؟!

     شمس پاسخ داد: بلی.

     مولانا: ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!!

     ـ حال که فهمیدی برای من شراب مهیا کن.

     ـ در این موقع شب ،شراب از کجا گیر بیاورم؟!

     ـ به یکی از خدمتکارانت بگو برود و تهیه کند.

     - با این کار آبرو و حیثیتم بین خدام از بین خواهد رفت.

  • ادامه مطلب
  • ثروت واقعی...

    • احسان24
    • سه شنبه ۶ تیر ۹۶
    • ۱۵:۰۶


    مردی خسیس تمام دارایی اش را فروخت و طلا خرید. او طلاها را در گودالی در حیاط خانه اش پنهان کرد. او هر روز به طلاها سر میزد و آنها را زیر و رو میکرد. تکرار هر روزه این کار یکی از همسایگانش را مشکوک کرد. همسایه، یک روز مخفیانه به گودال رفت و طلاها را برداشت.

    روز بعد مرد خسیس به گودال سر زد اما طلاهایش را نیافت. او شروع به شیون و زاری کرد و مدام به سر و صورتش میزد !

    رهگذری او را دید و پرسید: چه اتفاقی افتاده است؟

  • ادامه مطلب
  • عید فطر مبارک !

    • احسان24
    • دوشنبه ۵ تیر ۹۶
    • ۱۲:۵۵


    رسول خدا (ص) فرمودند: 


    رمضان ماهی است که؛ 

    ابتدایش رحمت،

    میانه‌‏اش مغفرت، 

    و پایانش

     آزادی از آتش جهنم است ‌...


    "عید سعید فطر مبارک"



    چهار دانشجو و استاد !

    • احسان24
    • شنبه ۳ تیر ۹۶
    • ۲۳:۳۶

    چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمانی وخوش گذرانی رفته بودند و و برای امتحانشان هیچ آمادگی نداشتند.


    روز امتحان به فکر چاره افتادند وحقه ای سوارکردند به این صورت که سر و رو شان را کثیف کردند ومقداری هم با پاره کردن لباس هایشان در ظاهرشان تغییراتی بوجود آوردند.


    سپس  به دانشگاه رفتند و یک راست به پیش استاد رفتند.

  • ادامه مطلب
  • حکایتی از مثنوی معنوی !

    • احسان24
    • جمعه ۲ تیر ۹۶
    • ۰۸:۱۱


    مردی مرغ چکاوکی را به دام انداخت و خواست که او را بخورد . چکاوک که خود را اسیرمرد دید گفت ای بزرگوار تو در زندگی ات این همه مرغ و خروس و گاو و گوسفند خورده ای و از خوردن آن زبان بسته ها هرگز سیر نشده ای و از خوردن من هم سیر نخواهی شد. پس مرا آزاد کن تا به جای آن سه پند به تو بدهم که در زندگی ات به دردت بخورند و با به کار گیری آنها نیکبخت شوی.


    اولین پند این است که هرگز سخن محال را باور نکن .

  • ادامه مطلب
  • مشکلات بخشی از زندگی هستند !

    • احسان24
    • جمعه ۲۶ خرداد ۹۶
    • ۱۱:۳۴


    🌀 مشکلات بخشی از زندگی هستند


    ■ مشکلات همیشه وجود دارند ، آنها بخشی از زندگی هستند ، مشکلات سودمندند ؛ زیرا سبب رشد می شوند


    ■ مشکلات ،‌ چالشهایی هستند که شما را به کار کردن ، ‌فکر کردن و یافتن راههای مختلف برای غلبه برآنها وا می دارند

  • ادامه مطلب
  • مسیر زندگی!

    • احسان24
    • سه شنبه ۱۶ خرداد ۹۶
    • ۱۱:۵۵


    لذت و رضایت از زندگی چه معنایی برایت دارد؟!

    پیشرفت در شغل و حرفه ات؟

    رسیدن به مقام و ثروت؟

    تشکیل خانواده؟

    هر کدام اینها اهدافی است در زندگی که باعث پویایی و امید  یا توقف و ناامیدی شما می شود؛رسیدن یا نرسیدن به آنهاست که زندگی را برای شما معنادار یا بی معنی میکند اما بدانکه همه ی اینها تنها جریان ثابت زندگی است ونه هدفی که تو برای آن اینجا هستی....

  • ادامه مطلب
  • خــــــــــــــــــــــــوش امدیـــــــــــــــــــــــــد