مرد سفر باش !

پرداختن به موضوعات گوناگون

درس هایی از ژاپن !

  • مسیر سبز
  • يكشنبه ۲۳ آبان ۹۵
  • ۱۴:۰۹


󾁇 درس هایی از ژاپن


ژاپنی ها اصلا پس انداز نمی کنند

-تورم درژاپن معمولا" یا صفر است یا منفی است! 

-درژاپن خانه ویلایی به ندرت پیدا می شود! 

-از کار مردن در ژاپن، یکافتخار است! 

-حقوق یک معلم معادل 7500 دلار در ماه است! 

-شکست درکار، برای یک مدیر، برابر مرگ است! 

-تمام معلمان دوره ابتدایی ، خانم هستند که گاهی از مادران بچه‌ها دلسوزترند!

 هنگام تعطیلی مدارس، بچه‌ها گریه می کنند!(واقعیته)

خانم ها درژاپن، بعد از ازدواج،عموما کارنمیکنند!

 مردان حقوق خود را به همسران خودمیدهند و از آنها پول توجیبی میگیرند

-از اول تا چهارم ابتدایی، هیچ امتحانی ندارند! 

 در ژاپن


یک: 

دانش آموزان همراه با مدرسین هر روز به مدت ربع ساعت به نظافت مدرسه می پردازند و این کار باعث تربیت نسلی متواضع و حریص بر نظافت می گردد


دو: 

هر شهروند ژاپنی که سگ داشته باشد، همیشه کیف و کیسه های خاصی برای برداشتن فضولات آن به همراه دارد

حرصشان بر نظافت، سرلوحه ی اخلاق خود قرار داده اند


سوم

کارگر نظافت و رفتگر را 

"مهندس بهداشت"می نامند و ماهانه پنج الی هشت هزار دلار آمریکایی می گیرد و برای ورود به این پیشه باید امتحانات کتبی و شفاهی داد

  • ادامه مطلب
  • شانه ای برای گریستن!

    • مسیر سبز
    • شنبه ۲۲ آبان ۹۵
    • ۱۰:۲۹


    وقتی بچه بودم، مادرم همیشه عادت داشت از من بپرسه که کدام عضو مهمترین عضو بدن است. در طول سالیان متمادی، جواب هایی می دادم و همیشه تصورم این بود که بالاخــره جـــواب صــحیح را پیدا می کنم.

     بزرگتر که شدم، به فکرم رسید که صدا برای ما انسان ها خیلی مهم است. پس در جواب مادرم گفتم: "مـامـان، فـکر می کنم گوش ها مهمترین عضو بدن هستند". اما مادرم گـفت: "نـه پـــسرم، اشتباه می کنی. خیلی آدما ناشنوا هستند. بازم برو فکر کن، بعدا" ازت می پرسم."

     چند سال گذشت و قبل از اینکه مادرم سوالش را تکرار کند، دوباره شروع کردم به فکر کردن و این طور نتیجه گیری کردم که بالاخره جواب صحیح را پیدا کردم. پس به مادرم گفتم: "مامان، بالاخره فهمیدم کدوم عضو مهمتره. چشم، چشم از همه اعضای بدن مهمتره."

     مادرم نگاهی به من انداخت و گفت: "خیلی خوب داری همه چیز رو یاد می گیری، اما بازم جوابت صحیح نیست، چون خیلی آدما نابینا هستند. بازم برو فکر کن، بعدا" ازت می پرسم."

     از قرار معلوم بازم اشتباه کرده بودم. اما دست از تلاشم برنداشتم، چون مادرم هر چند سال یکبار این سوال را از من می پرسید و هر بار که جواب می دادم، طبق معمول می گفت: "نه پسرم جوابت درست نیست، ولی خوشحالم. چون داری هر سال باهوش تر میشی."

  • ادامه مطلب
  • جیرفت را بهتر بشناسیم..!(2)

    • مسیر سبز
    • شنبه ۲۲ آبان ۹۵
    • ۱۰:۰۲


    نگاهی کلی به جیرفت در عرصه تاریخ...

    دقیانوس...

    در فرهنگ عام مردم جیرفت دقیانوس نشان دهنده عهد کهن و قدیم است ،چنانکه اگه بخواهند قدمت و کهنگی چیزی رو بگن ،میگن ،فلانی مال عهد تقیانوس (دقیانوس ) هست 

    دقیانوس یکی از پادشاهان فارس بوده که قبل از اسلام میزیسته !!

    در شهر جیرفت (دقیانوس قدیم) طی سالهای اخیر گنج های فراوانی یافت شده که نشان از قدمت زیاد شهر جیرفت داره و بسیاری از آن ها مال چندهزار سال قبل هستند!!!

    از دلایل دیگر برای اثبات قدمت و تمدن باستانی جیرفت میتوان به گویش ،و ترکیبات و قواعد ادبی و اصطلاحات بومیان اشاره کرد،که در سالیان دراز تونسته خودش رو حفظ کنه و در زبان و گویش های دیگر تحلیل نرفته و به حیات خود ادامه میده ،این حقیقت دلیل عمق و غنایی تمدن جیرفت هست ..

    البته بیشتر واژه ها که با متون قدیمی مطابقت شده و توسط باستان شناسان ریشه یابی شده ،و مشخص شده که بیشتر واژه ها ریشه پهلوی ،سانسکریت ،و اوستایی دارند ،بسیاری از این واژه ها در متون قدیمی که ادبیات رسمی عهد باستان هستند دیده نمی شوند و فقط در میان مردم بومی روستاها بر زبان جاری میشود ، این واژه ها به علت باستانی بودن و کهنگی ،برای بسیاری از ادیبان عصر ما ،دور از ذهن و غیر قابل استفاده هست !

    البته عده زیادی  از مردم خود جیرفت هم از آن زبان و واژه های اصیل خود استفاده نمیکنند !

  • ادامه مطلب
  • خوبی ها رو فراموش نکنیم !

    • مسیر سبز
    • جمعه ۲۱ آبان ۹۵
    • ۱۹:۵۲


     یک روز دو دوست با هم و با پای پیاده  از جاده ای در بیابان عبور می کردند.بعد از چند ساعت سر موضوعی با هم اختلاف پیدا کرده و به مشاجره پرداختند.وقتی که مشاجره آنها بالا گرفت ناگهان یکی از دو دوست به صورت دوست دیگرش سیلی محکمی زد .بعد از این ماجرا آن دوستی که سیلی خورده بود بر روی شنهای بیابان نوشت :


    امروز بهترین دوستم به من سیلی زد.


    سپس به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند.چون خیلی خسته بودندتصمیم گرفتند که همانجا مدتی در کنار برکه به استراحت بپردازند.


    ناگهان پای آن دوستی که سیلی خورده بود لغزید و به برکه افتاد.

  • ادامه مطلب
  • نامه یکی از سیاستمداران بزرگ به آموزگار پسرش!

    • مسیر سبز
    • پنجشنبه ۲۰ آبان ۹۵
    • ۱۰:۰۲


     به پسرم درس بدهید. او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند،

    اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد

    . به او بگویید، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود.

    به او بیاموزید، که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش، یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.

  • ادامه مطلب
  • کشاورز و مرد طماع!

    • مسیر سبز
    • چهارشنبه ۱۹ آبان ۹۵
    • ۰۸:۴۰


    روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک مرد بدجنس قرض گرفته بود، پس می داد.


    کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی مرد بدجنس طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد، و

    دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و مرد بدجنسکلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت : اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با

    چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما  اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود.


    این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود. در همین حین مرد بدجنس خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت !


    سپس مرد بدجنس از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد.


    تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید ؟ چه توصیه ای برای آن دختر داشتید ؟


    اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد :

  • ادامه مطلب
  • دکتر شریعتی"فقر"

    • مسیر سبز
    • سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵
    • ۱۴:۱۷


    اسلام بر خلاف مذاهب دیگری که توجیه کننده ی فقر را مناسبات زندگی اجتماعی میدانند، بزرگترین آموزش یافته ی مکتبش ابوذر میگوید: “وقتی فقر وارد خانه ای میشود، دین از درب دیگر خارج میشود” و یا پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که بنیانگذار مکتبی است که همه ما مسلمانان به آن اعتقاد راسخ داریم چه شیوا و ساده بیان فرموده است: “من لا معاش له لا معاد له” کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت. چون؛ شکم خالی هیچ ندارد، جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی و مادی است مسلماً کمبود های معنوی بسیاری خواهد داشت و آنچه را که در جامعه های فقیر، آنرا اخلاق و مذهب می نامند، متاسفانه معنویت در آن جایی ندارد.



    میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میکشد …

  • ادامه مطلب
  • جیرفت را بهتر بشناسیم..!

    • مسیر سبز
    • سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵
    • ۰۹:۱۹


    شهرستان جیرفت در جنوب استان کرمان واقع شده ،این شهرستان با زمین های حاصلخیز،و آب و هوای متنوع و گوناگون،و وجود رودخانه پر برکت هلیل،و چشمه های روان ،و آب های زیرزمینی فراوان در طول تاریخ تمدن های پیاپی رو بوجود آورده....

    در اوایل قرن 21 مردم جیرفت ،تمدن و فرهنگ کم مانندی را بوجود آوردند که در دنیا به هند کوچک ،یا هند ایران شهرت دارد،و محصولات کشاورزیش در فصولی از سال ،که برف و سرما خیلی از،شهرستان های ایران را دربرگرفته ،رنگین کننده سفره مردم مناطق مرکزی،و شمالی کشور و پایتخت نشینان است و آوازه محصولات رنگارنگش در خیلی از نقاط جهان شنیده میشود ....

    جیرفت به جهت آب و هوا ،و جنس خاک ،در عرصه کشاورزی موقعیت ممتازی دارد ،صاحب نظران آن را با کشور هند هم طراز دانسته و آن را هند ایران نامیده اند...

  • ادامه مطلب
  • راه های ایجاد آرامش

    • مسیر سبز
    • دوشنبه ۱۷ آبان ۹۵
    • ۰۹:۴۱


    1-جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه کنید.

    2- دست کم روزی 15 دقیقه را در سکوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی که دارید فکر کنید. 

    3- افراد آرام به خود می‌گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی‌توان کرد، آنگاه از فکر ادامه زندگی لذت می‌برند.


    4- وقتی احساس می‌کنید که سرتان پر از فکرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آن‌ها را پاک کنید.

    5- اگر نتوانید کسی را ببخشید، افکار خشمگین‌تان شما را برای همیشه با این افراد مرتبط خواهد کرد. شاد کردن دیگران، باعث آرامش می‌شود.

    6- آرامش را از کودکان بیاموزید، ببینید که چگونه در همان لحظه‌ای که هستند، زندگی می‌کنند و لذت می‌برند.


    7- از همان که هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش بیشتری می‌کنید.

    8- هر چه اکسیژن بیش‌تری به شما برسد، آرام‌تر خواهید شد، خوب است در محل کار و زندگی خود گیاهی نگه دارید.

    9- مهم نیست که با شما مودبانه برخورد کنند یا نه، برخورد مودبانه‌ی شما، باعث ایجاد آرامی و احساس خوبی در شما خواهد شد.


    10- سرعت حرکت شما با احساستان رابطه‌ای مستقیم دارد، آرام راه بروید و حرکات بدن خود را آرام‌تر کنید، طولی نمی‌کشد که آرام خواهید شد. گاهی می‌توانید برای رسیدن به آرامش، دراز بکشید، عضلات خود را شل کنید و به هیچ چیز فکر نکنید.

  • ادامه مطلب
  • زبان مردم !

    • مسیر سبز
    • يكشنبه ۱۶ آبان ۹۵
    • ۱۴:۴۶


    آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:


    اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است !


    اگر کم کار کند، میگویند تنبل است !


    اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند !


    اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است !


    اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است !


    اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و پر گوست !


    اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، میگویند ریا کار است !


    و اگر نکند، میگویند کافر است و بی دین !


    لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد


    و جز از خداوند نباید از کسی ترسید.


    پس آنچه باشید که دوست دارید.


    شاد باشید ،مهم نیست این شادی چگونه قضاوت میشود...


    شیخ بهائی

    Click Here To Navigate