مرد سفر باش

موضوعات مختلف

دایره ای به مساحت زندگی !

  • احسان24
  • شنبه ۱۴ مرداد ۹۶
  • ۰۹:۲۵

مرد ملاک وارد روستا شد. آوازه اش را از ماهها پیش شنیده بودند.

زمینها را میخرید. خانه ها را ویران میکرد و ساختمانهایی مدرن بر آنها بنا میکرد.

پیشنهادهایش آنقدر جذاب بود که همه را وسوسه میکرد.

روستاها یکی پس از دیگری به دست او ویران شده بود.

نوعی حرص عجیب داشت. حرص برای زمین خواری

همه میدانستند که پیشنهادهای مالی جذابش، این روستا را نیز نابود خواهد کرد.

  • ادامه مطلب
  • مرد ناشکر !

    • احسان24
    • سه شنبه ۱۰ مرداد ۹۶
    • ۰۹:۵۵

     معلم مدرسه‌ای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ بود ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت هنوز ازدواج نکرده بود. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: «ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ خوبی ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﯼ؟»معلم گفت: «ﯾﮏ ﺯﻧﯽ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ یک بار ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺧﺘﺮ به دنیا بیاورد ﺁﻥ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ خواهد ﮔﺬﺍﺷﺖ ﯾﺎ به هر ﻧﺤﻮﯼ شده ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽﺍﻧﺪﺍﺯد. ﺧﻮﺍﺳﺖ خداوند ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ به دنیا آورد. ﭘﺪﺭﺵ ﺁﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻫﺮ ﺷﺐ کنار میدان شهر ﺭﻫﺎ می‌کرد. ﺻﺒﺢ ﮐﻪ می‌آمد، ﻣﯽﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ طفل ﺭﺍ نبرده ﺍﺳﺖ. ﺗﺎ ﻫﻔﺖ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﺮای ﺁﻥ ﻃﻔﻞ دعا می‌کرد ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ می‌سپرد. ﺧﻼﺻﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ بازگرداند. 

  • ادامه مطلب
  • حسرت گذشته رو نخور !

    • احسان24
    • شنبه ۷ مرداد ۹۶
    • ۱۲:۱۸


    در بیکرانه ی زندگی دو چیز افسونم کرد ، رنگ آبی آسمان که می بینم و میدانم نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم هست.


    _درشگفتم که سلام آغاز هر دیدار است..

    ولی در نماز پایان است، شاید این بدان معناس که پایان نماز آغاز دیدار است

  • ادامه مطلب
  • افسوس !

    • احسان24
    • جمعه ۶ مرداد ۹۶
    • ۰۹:۰۹

    🥀افسوس؟


    بنی آدم ابزار یکدیگرند،

    گهی پیچ ومهره گهی واشرند

    .یکی تازیانه یکی نیش مار،

    یکی قفل زندان،یکی چوب دار .

    یکی دیگران را کند نردبان،

    یکی میکشد بار نامردمان

  • ادامه مطلب
  • گلایه دکتر شریعتی از خدا و جواب سهراب سپهری !

    • احسان24
    • يكشنبه ۱ مرداد ۹۶
    • ۲۱:۰۶


    خیلی زیباست ارزش خوندن داره👌


    خدایا کفر نمیگویم،

    پریشانم،

    چه میخواهی تو از جانم؟!

    مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.


    خداوندا!

    اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی

    لباس فقر پوشی

  • ادامه مطلب
  • چه چیز انسان را زیبا میکند ؟!

    • احسان24
    • پنجشنبه ۲۹ تیر ۹۶
    • ۰۹:۳۷

    ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ " : ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ

    ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯿﮑﻨﺪ؟ "

    ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ : ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ

    ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ

    ﺩﯾﮕﺮ ﯼ ﮔﻔﺖ : ﭘﻮﺳﺘﯽ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ !

    ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ...

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ

    ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ

    ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ

    ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :

    ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻫﺮ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ

    ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ !

    ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻣﯿﮏ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ؟

    ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ ...!

    ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ" : ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺪ؟! ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ

    ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ"!!! 

    ﺣﯿﻒ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩﯾﺮ ﺭﻭ ﻣﯿﺸﻮﺩ!🌺🍃

    قانون پارکینسون چیست ؟!

    • احسان24
    • دوشنبه ۲۶ تیر ۹۶
    • ۱۹:۵۷

    چرا وقتی انجام پروژه‌ای را یکساله تعریف می‌کنیم، در یک سال انجام می‌شود و اگر همان را هشت ماه تعیین کنیم در هشت ماه انجام می‌شود؟


    چرا وقتی برای انجام کاری یکساعته سه ساعت وقت داریم انجام آن سه ساعت طول می کشد؟


    پاسخ همه این سوالات در "قانون پارکینسون" نهفته است:


    بر اساس قانون پارکینسون در مدیریت، "ذهن، کار را به مدت زمانی که به آن اختصاص داده شده کش می‌دهد"؛

  • ادامه مطلب
  • دکتر حسابی بزرگ مرد علم و دانش ایران زمین !

    • احسان24
    • يكشنبه ۲۵ تیر ۹۶
    • ۱۰:۳۱

    پروفسور حسابی:

     

    ۲۲ سال درس دادم؛

    ۱- هیچگاه لیست حضور و غیاب نداشتم.

    (چون کلاس باید اینقدر جذاب باشد که بدون حضور و غیاب شاگردت به کلاس بیاید)

    ۲- هیچگاه سعی نکردم کلاسم را غمگین و افسرده نگه دارم!

    (چون کلاس، خانه دوم دانش آموز هست)

    ۳-هر دانش آموزی دیر آمد، 

    سر کلاس راهش دادم!

    (چون میدانستم اگر ۱۰ دقیقه هم به کلاس بیاید؛ یعنی احساس مسئولیت نسبت به کارش)

    ۴- هیچگاه بیشتر از دو بار حرفم را تکرار نکردم.

    (چون اینقدر جذاب درس میدادم 

  • ادامه مطلب
  • شک ،نحوه تجزیه و تحلیل آدمی را عوض میکند ...

    • احسان24
    • شنبه ۲۴ تیر ۹۶
    • ۱۱:۰۷

    مردی صبح از خواب بیدار شد ودید تبرش ناپدید شده، شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد . برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.


    متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود، مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ می کند. آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه اش برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود و از او شکایت کند.


    اما همین که وارد خانه شد تبرش راپیدا کرد . زنش آن را جابه جا کرده بود . مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه میرود ،حرف میزند و رفتار می کند.

    راز موفقیت ..!

    • احسان24
    • جمعه ۲۳ تیر ۹۶
    • ۰۷:۳۰

    راز_موفقیت_در_چهار_کلمه_خلاصه_می شود


    اول فکر کردن است؛ به ارزشهایی که میخواهی بر اساس آنها زندگی کنی، فکر کن


    دوم باور کردن است؛ خود را باور کن و بر اساس 

    آنچه فکر کرده ای، عمل کن تا به ارزشهایی که در سر داری برسی


    سوم آرزو کردن است؛ آرزوی چیزی را بکن که بر اساس باورهایت نسبت به خود و ارزشهایی که در سر داری باشد


    چهارم جرات کردن است ؛ جرات کن آرزوهایت

    را بر آورده کنی، آرزوهایی بر اساس باورها و

    ارزشهایی که در سر داری


    فکر کن_باور کن_آرزو کن_جرات کن...

    خــــــــــــــــــــــــوش امدیـــــــــــــــــــــــــد